یادداشت؛

این بار، دلیری زنان ایران مدال گرفت

می‌ایستی و به دختران ایرانی در ناگویا نگاه می‌کنی و می‌بینی ما خواستن را در زنان ایران به توانستن دیده‌ایم، وسط میدان، زیر فشار رقابت‌ها، کنار پرچم ایران.

بعضی وقت‌ها یک مدال فقط یک مدال نیست…

در همین بازی‌های آسیایی، دختران ایران برای خودشان چند اولین ساختند. از طلای روئینگ گرفته تا مدال‌های تازه در رشته‌هایی که زنان ایران پیش از این در بازی‌های آسیایی تجربه‌ای از آن نداشتند. اما چیزی که برای من از خود مدال‌ها جذاب‌تر است، این هنر زنانه است.

زن ایرانی وقتی می‌خواهد، فقط دنبال بردن یک مسابقه نیست، انگار دارد یک چیزی را ثابت می‌کند: اینکه می‌شود زن بود با همه ظرافت‌ها و لطافت‌های زنانه، و در عین حال محکم ایستاد، جنگید، نفس کم آورد، دوباره بلند شد و آخرش روی سکوی قهرمانی ایستاد.

این همان تصویری است که من از زن ایرانی دوست دارم ببینم، زنی که قرار نیست برای دیده‌شدن شبیه دیگری شود. قرار نیست از زن بودنش کم کند تا قدرتمند به نظر برسد. اتفاقاً قدرتش را از همین زن بودن می‌گیرد.

شاید به همین دلیل است که وقتی رهبر انقلاب از زنان ایرانی با تعبیر دلیر یاد می‌کند، این واژه برای من فقط یک صفت نیست، پشت آن، یک روایت بلند از زنانی است که سال‌هاست در میدان‌های مختلف، شکل‌های متفاوتی از دلیری را نشان داده‌اند.

و حالا در ناگویا، این دلیری دوباره خودش را نشان داده است. با مدال، با پرچمی که بالا می‌رود.

دلیری‌ای که ماه‌هاست علمش را زمین نگذاشته. از میدان‌های سخت روزهای جنگ و بحران گرفته تا بیمارستان و کلاس درس و خانه و ورزشگاه، زن ایرانی هر بار به یک زبان حرف زده، زبان خودش.

و شاید فهم این زبان، خیلی سخت نباشد: من می‌خواهم، پس راهی برای توانستن پیدا می‌کنم.

ناگویا فقط یک قاب ورزشی نیست. یک قاب دیگر از زن ایرانی است، زنی که هنوز حرف دارد، هنوز میدان دارد و هنوز می‌تواند با همان سبک خودش، قهرمان باشد.

زن ایرانی!
قلمت
قدمت
و افتخارت
مبارکِ ایران باشد.

مهتا صانعی