سه روایت از زندگی زنان ایرانی: از رانندگی تا پستچی و پرستاری

سه زن ایرانی با مسئولیت‌های متفاوت در حوزه حمل‌ونقل، خدمات پستی و پرستاری، روایت‌هایی از زیست روزمره خود ارائه می‌دهند؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد ایستادگی، تلاش مستمر و تعهد به خانواده، محور مشترک زندگی آنان در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی است.

زندگی برای برخی زنان ایرانی مسیری دشوار و پرچالش است؛ مسیری که در آن، مسئولیت خانواده، تأمین معاش و حفظ آرامش خانه به‌طور هم‌زمان بر دوش آنان قرار دارد. زنانی که در نقش‌های مختلف اجتماعی، با وجود خستگی جسمی و فشارهای روانی، هر روز برای ادامه زندگی تلاش می‌کنند.

شیرین رحمتی، مادر دو دختر ۱۰ و پنج‌ساله، پس از فوت همسرش مسئولیت کامل خانواده را بر عهده گرفته است. او به‌عنوان راننده تاکسی اینترنتی فعالیت می‌کند و هم‌زمان سرویس مدرسه فرزندانش را نیز انجام می‌دهد. ذهن او همواره درگیر مدیریت هزینه‌های روزمره، از اجاره‌خانه و قسط خودرو گرفته تا شهریه مهدکودک و خرید مایحتاج زندگی است.

رحمتی می‌گوید زندگی روزانه‌اش با برنامه‌ریزی دقیق می‌گذرد و هر روز باید اولویت هزینه‌ها را مشخص کند. یک روز کار نکردن برای او به‌معنای کاهش درآمد و دشوار شدن تأمین نیازهای خانواده است. خودرویش همچنان قسط دارد و هر خرابی یا مراجعه به تعمیرگاه، فشار مضاعفی بر وضعیت معیشتی او وارد می‌کند.

او با وجود این فشارها تلاش می‌کند آرامش خانه حفظ شود و فرزندانش متوجه نگرانی‌های او نشوند. به گفته رحمتی، شب‌ها زمانی که خانه آرام می‌شود، دغدغه‌ها به سراغش می‌آید و باید تصمیم بگیرد کدام هزینه را زودتر پرداخت کند تا نظم زندگی به هم نریزد.

این بانوی خودسرپرست تأکید می‌کند برخورد برخی مسافران در طول روز برایش آزاردهنده است، اما به‌خاطر فرزندانش مسیر کار را ادامه می‌دهد. او می‌گوید تمام سختی‌ها را تحمل می‌کند تا دخترانش طعم کمبود و فشار اقتصادی را احساس نکنند.

ناهید رجالی، پستچی و مادر سه فرزند، نمونه دیگری از زنان شاغلی است که بار اصلی اقتصاد خانواده را بر دوش می‌کشند. او یک پسر سرباز، یک دختر دانشجوی عکاسی و یک پسر ۱۲ساله دارد. با بیکار شدن همسرش، تأمین هزینه‌های اجاره خانه، شهریه دانشگاه و اقساط مختلف به عهده او افتاده است.

رجالی روزانه با کیف سنگین نامه‌ها و بسته‌ها در خیابان‌ها تردد می‌کند و هم‌زمان درگیر برنامه‌ریزی برای امور خانه است. فشار جسمی شغل پستچی، همراه با دغدغه‌های خانوادگی، زندگی او را پیچیده کرده است.

او می‌گوید پستچی بودن شغلی سخت است و در شرایط مختلف آب‌وهوایی باید مسئولیت خود را انجام دهد. به گفته رجالی، فشار ذهنی ناشی از مسئولیت‌های خانوادگی و شغلی، خستگی روزانه را دوچندان می‌کند، اما نگاه به آینده فرزندانش انگیزه ادامه راه را در او زنده نگه می‌دارد.

این بانوی پستچی با اشاره به خرید قسطی دوربین عکاسی برای دخترش می‌گوید تأمین این هزینه‌ها نیازمند تلاش مضاعف است. او با وجود خستگی شدید، مسئولیت‌های خانه را رها نمی‌کند و معتقد است آینده فرزندانش ارزش این فشارها را دارد.

مهناز احمدی، دانشجوی رشته پرستاری، سومین روایت این گزارش را شکل می‌دهد. او پس از فوت پدرش، مسئولیت تأمین هزینه‌های تحصیل و زندگی خود را بر عهده گرفته است. با وجود مخالفت اولیه برادرانش، تصمیم گرفت تحصیل را ادامه دهد و هزینه‌های آن را شخصاً تأمین کند.

او در یک مغازه سبزی‌خوردکنی مشغول به کار است و برای پرداخت شهریه دانشگاه و مخارج روزمره، ساعت‌های طولانی کار می‌کند. او همچنین در روزهای پایانی هفته، پرستار یک بانوی سالمند است و مسئولیت مراقبت‌های روزانه و شبانه او را بر عهده دارد.

به گفته این دانشجوی پرستاری، فشار کار، تحصیل و مسئولیت‌های جانبی، فرصتی برای استراحت باقی نمی‌گذارد. او می‌گوید در برخی مقاطع، هم‌زمان با افزایش سفارش‌های کاری و زمان امتحانات، شب‌های متوالی را بدون خواب سپری کرده است.

او معتقد است پرستاری از سالمند، مسئولیتی سنگین و نیازمند دقت بالاست، اما همین مسیر را پلی برای ساختن آینده‌ای بهتر می‌داند. او می‌گوید هرچند زندگی برایش سخت شده، اما هدفی که دنبال می‌کند، ارزش این سختی‌ها را دارد.

این سه زن، با مسیرهای متفاوت شغلی و خانوادگی، نقطه مشترکی دارند؛ ایستادگی در برابر دشواری‌ها، تلاش بی‌وقفه برای تأمین زندگی و عشق عمیق به خانواده. روایت زندگی آنان تصویری از زنانی است که بی‌هیاهو، اما مؤثر، ستون‌های پنهان جامعه را شکل می‌دهند و هر روز، روشنایی را از دل سختی‌ها بیرون می‌کشند.

 خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا)