سرودن زندگی از دل ویران‌های مرگ توسط بانوی شاعر

آلاء القطراوی، شاعر معروف اهل غزه، یکی از هزاران زنی است که در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، فرزندان خود را از دست داده و اکنون تلاش می‌کند تا درد فقدان آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذارد.

بازگشت فلسطینی‌ها به خانه‌هایشان، در سایه آتش‌بس‌های شکننده، فرصتی برای اهالی غزه فراهم کرده تا به خاطرات گذشته خود بازگردند؛ زمانی که در کنار خانواده، درس امید و زندگی را می‌آموختند. آلاء بیشتر از هر چیز به یاد چهار کودک شهیدش است؛ کودکانی که در محاصره رژیم صهیونیستی جان خود را از دست دادند و اکنون جای خالی آن‌ها بیش از هر چیز او را آزار می‌دهد. این درد، مشترک با مادران ۲۰ هزار کودکی است که در تجاوز اسرائیل به غزه به شهادت رسیده‌اند.

یک داستان واقعی و هولناک

آلاء این رنج را این‌گونه توصیف می‌کند: «من سه بار زایمان کرده‌ام و هر بار پزشک مجبور بود برایم عمل سزارین انجام دهد. پزشک بسیار حرفه‌ای بود و بعد از هر عمل، یک خط باریک شبیه به عمل زیبایی بر روی بدنم باقی می‌گذاشت. اما اکنون، این خط باریک هر دقیقه مرا به یاد فرزندانم می‌اندازد؛ چهار فرزندم، دوقلوهایم (کنان و ارکیدا) و کرمل، در محاصره اشغالگران قرار گرفتند و پس از بمباران خانه‌شان، سه ماه است که زیر آوار مانده‌اند.»

تولدی دوباره

مردم غزه به عنوان نماد مقاومت و امید در نظر جهانیان شناخته می‌شوند؛ آن‌ها شمعی هستند که در دل تاریکی روشنایی می‌بخشند. آلاء نیز نمونه‌ای از این زنان است. او درد و امید را در آثار جدیدش به نمایش گذاشته و برای دوقلوهای شهیدش دو کتاب نوشته است: یک نمایشنامه شاعرانه به نام «ارکیده» و یک اثر نثری به نام «کنعان با من سخن می‌گوید» که شامل متن‌های روایی از تخیل او با فرزندش کنعان است.

انتشارات «فکر» در بیروت در حال چاپ کتاب «ارکیده» و «المؤسسة العربیة» با دو شعبه‌اش در بیروت و عمّان در حال چاپ کتاب «کنعان با من سخن می‌گوید» هستند. آلاء با شگفتی از هم‌زمانی انتشار این دو کتاب می‌گوید و آن‌ها را نماد عشق و پیوند بین دوقلوهایش می‌داند.

زندگی زیر سایه ترس

آلاء پیش‌تر نیز با انتشار کتاب «فراشتی التی لا تموت»، تلاش کرده است تا تصویری از زندگی زیر سایه وحشت صهیونیست‌ها ارائه دهد. این کتاب شامل سروده‌هایی از لحظات سخت زندگی‌اش است. او می‌نویسد: «امروز روز ۵۸۷ جنگ علیه غزه است. پایان یافت! هر زمان که احساس تنگی نفس می‌کردم، می‌نوشتم و درست زمانی که آخرین کلمه را نوشتم، انفجار مهیبی صدا درآمد. شعر نمی‌تواند حملات اشغالگران را متوقف کند، اما همواره یادآوری می‌کند که در این سرزمین حق زندگی، عشق، امید و پیروزی وجود دارد.»

خبرگزاری تسنیم