نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
یک شهادت تکاندهنده با ابعاد خطرناک انسانی، حقوقی و سیاسی، توسط یک روزنامهنگار جوان آلمانی افشا شد. او از تعرض جنسی مستقیم در حین بازداشت در زندانهای رژیم اسرائیل پرده برداشت؛ واقعهای که به سابقه طولانی سوءرفتارهای مستند شده علیه بازداشتشدگان، بهویژه فلسطینیان و همبستگان خارجی، افزوده میشود.
همزمان با تشدید موجهای سرمای شدید و طغیان طوفانهای بارانی، چادرهای آوارگان در نوار غزه به تلههای مرگ برای کودکان تبدیل شدهاند. این وضعیت در سایه کمبود حاد کمکهای بشردوستانه و فقدان کامل وسایل گرمایشی و پوشاک زمستانی رخ داده است؛ چادرهایی که هیچ محافظت مؤثری در برابر سرمای گزنده و بارانهای سیلآسا ارائه نمیدهند.
در میانه ویرانیهای غزه، گروهی از نویسندگان زن با قلم خود روایت تازهای از جنگ ساختهاند؛ روایتی که در آن زنان نه قربانیان خاموش، بلکه حافظان حافظه جمعی و صدای انسانی رنج و مقاومتاند و نوشتن به ابزاری برای بقا، معنا دادن به فقدان و زنده نگه داشتن حقیقت بدل شده است.
در میان ویرانههای غزه، مادرانی با چشمانی خسته از بیخوابی و دلهایی لبریز از درد، از نوزادانی سخن میگویند که در سایهی آتش و محاصره به دنیا آمدهاند؛ نوزادانی که بدنشان نشانی از جنگ دارد، نه از وراثت.
یک مطالعه جدید از مؤسسه بریتانیایی «تأثیر ایمان در زندگی» (IFIL) نشان میدهد که درگیریهای جهانی، بهویژه جنگ اسرائیل علیه غزه، به عاملی برجسته برای گرایش شهروندان انگلستانی به دين الإسلام تبدیل شده است.
در میان ویرانههای دو سال جنگی که چهره غزه را دگرگون کرده، بیش از صد زن و مرد با شجاعت در برابر ویرانی و فقدان ایستادند و در خانیونس عروسی جمعی برگزار کردند که آن را «ثوب الفرح» (لباس شادی) نام گذاشتند. مراسمی کمنظیر که امید را در دل مردم این منطقه محصور و ویرانشده زنده کرد؛ مردمی که دهها هزار نفر از عزیزانشان را از دست دادهاند.
به گزارش شبکه خبری الجزیره آوارگی خانوادهها در نوار غزه زیر سنگینی محاصره و ویرانی محلههای مسکونی همچنان ادامه دارد. کودکان در مرکز این رنج روزمره باقی ماندهاند؛ آنها در تلاشند تا با واقعیتی سازگار شوند که جنگ بر آنها تحمیل کرده است؛ واقعیتی که در آن نیاز، اضطراب و فقدان ابتداییترین مایحتاج زندگی موج میزند.
در سایه جنگ و ویرانی در نوار غزه، هزاران دختر فلسطینی ناگهان وارد دنیایی شدهاند که قرار نبود اینقدر زود تجربهاش کنند؛ دنیای مسئولیت، سرپرستی خانواده، مراقبت از کودکان و تحمل سختیهایی که حتی بزرگسالان نیز تاب آن را ندارند. نبود یکی یا هر دو والد، به دلیل شهادت، مجروحیت یا سفر درمانی، دختران خردسال را به ناچار به «مادران جایگزین» تبدیل کرده است.
در روز جهانی کودک (۲۰ نوامبر)، «هدی کشکو» در آلونک پناهگاهی خود در محله الزیتون، در حال پختن دونات برای پسر کوچک خود «سالم»، بود تا او را برای یک روز تفریحی که مهدکودک وعده داده بود، آماده کند. «سالم و ماریا»، دو فرزندش، مانند دو غنیمت کوچک که موقتاً از جنگی خانمانسوز رهایی یافتهاند، دور مادر حلقه زده بودند.
خانم «ظریفه لطفی خالد عابد»، معلم دورۀ ابتدایی، با بیش از هفت سال سابقه در آموزش کودکان، نمونهای از مقاومت و تعهد به آموزش است. او که از کودکی در سایۀ انتفاضهها و رنجهای غزه بزرگ شده، آموخته است که آموزش، رسالتی است که حتی در سختترین شرایط نیز نباید متوقف شود. ظریفه در مدارس دولتی و خصوصی کار کرده و در پروژههای آموزشی اضطراری در زمان جنگ نیز مشارکت داشته است.
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت