روستا،

از تنورهای روشن روستا تا طلایی که وقف راه شهدا شد
خرداد ۲۳, ۱۴۰۵

از تنورهای روشن روستا تا طلایی که وقف راه شهدا شد

صبح تازه چشم‌هایش را باز کرده بود که راه افتادیم. جاده، آرام از میان دشت عبور می‌کرد و مه روی شانه‌ی دشت‌ها نشسته بود. خورشید، تازه از پشت ارتفاعات سر برمی‌آورد و نور طلایی‌اش را روی سبزی زمین می‌پاشید. هرچه جلوتر می‌رفتیم، شهر عقب‌تر می‌ماند و صفای روستا بیشتر خودش را نشان می‌داد.

برو بالا