نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
صبح تازه چشمهایش را باز کرده بود که راه افتادیم. جاده، آرام از میان دشت عبور میکرد و مه روی شانهی دشتها نشسته بود. خورشید، تازه از پشت ارتفاعات سر برمیآورد و نور طلاییاش را روی سبزی زمین میپاشید. هرچه جلوتر میرفتیم، شهر عقبتر میماند و صفای روستا بیشتر خودش را نشان میداد.
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت