از جهاد سازندگی تا بسیج خواهران؛ مسیر ایثار بانوی آبادانی

«روایت خواندنی از زندگی معصومه سوری؛ بانوی آبادانی که با حجاب و همت خود، ملایر را پایگاه پشتیبانی جبهه‌ها کرد. از نمونه‌گیری خون تا تدارک مایحتاج رزمندگان، داستان ایثار زن ایرانی در دفاع مقدس.»

در کوران شعله‌های جنگ تحمیلی که سایه‌اش بر شهرها سنگینی می‌کرد، زنانی بودند که بی‌سروصدا اما با عزمی راسخ، ستون‌های دفاع مقدس را مستحکم ساختند. خانم معصومه سوری، یکی از همین زنان انقلابی است که از آبادان تا ملایر، فعالیت‌های قرآنی، پشتیبانی جهاد جبهه‌ها و رسیدگی به خانواده‌های رزمندگان را با همت و ایمان پیش برد.

این گزارش بر اساس گفت‌وگویی اختصاصی با ایشان در آستانه هفته بسیج تنظیم شده است، روایتی از نسلی که نشان داد دفاع مقدس، تنها به سنگرهای خط مقدم خلاصه نمی‌شود.

از تظاهرات انقلاب تا سکونت در ملایر

معصومه سوری، متولد ۱۳۴۲ در آبادان، از همان دوران نوجوانی با انقلاب همراه بود. او در ۱۶ سالگی در کنار خواهرش در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و با پیروزی انقلاب، بزرگترین آرزویش برآورده شد.

آغاز جنگ تحمیلی زندگی او را دگرگون ساخت. پس از اشغال خرمشهر و نزدیک شدن خطر به آبادان، خانواده‌اش به ماهشهر مهاجرت کردند. پس از یک سال، به ملایر آمدند و در آنجا ساکن شدند.

جهاد سازندگی و خط مقدم کمک‌رسانی

در ملایر، فعالیت‌های جهادی او بلافاصله آغاز شد. دو سال در جهاد سازندگی ملایر مشغول به کار شد؛ جایی که با توجه به آموزش‌هایی که دیده بود، کار نمونه‌گیری خون رزمندگان اعزامی به جبهه را انجام می‌داد. پس از آن، در درمانگاه سپاه و بازداشتگاه منافقین خدمت کرد و سپس به گردان انصارالمجاهدین پیوست. در این گردان، مسئولیت اصلی او سرکشی و کمک‌رسانی مالی به خانواده‌های بسیجیان و رزمندگانی بود که نیازهای ضروری داشتند.

آغاز زندگی و پیوند با جبهه

در آستانه بیست سالگی، خانم سوری با آقای جوادی از تویسرکان ازدواج کرد. این پیوند، او را مستقیماً به دایره خانواده رزمندگان دفاع مقدس متصل ساخت؛ چرا که همسر ایشان، بخش قابل توجهی از عمر مشترک‌شان را در خطوط مقدم سپری می‌کرد.

پس از این مرحله، مسیر خانم سوری به همکاری با خانم بیات گره خورد؛ بانویی که عمق فاجعه جنگ را با تمام وجود لمس کرده بود. همسر و برادر همسر خانم بیات، هر دو در جریان عملیات‌های مهم کربلای ۴ و ۵ به مقام شهادت نائل آمدند و این تجربه مشترک، انگیزه‌ای عمیق برای فعالیت‌های سازمانی شد.

در سال ۱۳۶۴، همزمان با افتتاح بسیج خواهران ملایر، خانم سوری به عنوان مسئول و خانم بیات به عنوان معاون، هدایت این تشکیلات را بر عهده گرفتند.

فعالیت‌های چندوجهی بسیج خواهران

فعالیت‌های بسیج خواهران در آن سال‌ها بسیار گسترده بود؛ از برگزاری کلاس‌های قرآن که مربی اصلی آن خانم گودرزی بود و موجب جذب بانوان مسن‌تر شد، تا نقش‌آفرینی در پشتیبانی مستقیم جبهه‌ها:

پشتیبانی معیشتی: بانوان به صورت خودجوش برای رزمندگان لباس می‌دوختند، مربا و ترشی تهیه می‌کردند، و مواد غذایی اهدا می‌نمودند. خاطره‌ای ماندگار از اهدای چوب کارگاه یک نجار برای روشن کردن آتش زیر دیگ‌های پخت مربا نقل می‌شود.

تولید پوشاک: بانوان با استفاده از ماشین‌های بافندگی، اقدام به بافت جلیقه، کلاه و شال برای رزمندگان کرده و به جبهه ارسال می‌کردند.

شستشوی لباس‌های خونی: کامیون‌ها لباس‌های کثیف و خونی رزمندگان را به پایگاه‌ها می‌آوردند و بانوان آن‌ها را می‌شستند تا دوباره به جبهه بازگردند.

امور مالی و لجستیک: پول‌های جمع‌آوری شده از طریق صندوق کمک‌های مردمی صرف خرید اقلام مورد نیاز می‌شد و آقای عبدلی (که بعدها مفقودالاثر شد) مسئول حمل این اقلام با وانت به سمت جبهه‌ها بود.

بمباران ملایر سبب تعطیلی موقت بسیج شد، اما به محض فروکش کردن حملات، فعالیت‌ها از سر گرفته شد و حتی آموزش‌های نظامی، عقیدتی و رژه هفتگی بسیج خواهران نیز برگزار می‌گردید.

تلخ و شیرین‌ترین خاطرات

خانم سوری یکی از تلخ‌ترین خاطرات خود را این‌گونه بیان می‌کند: «روزی من و خانم بیات به خانواده‌ای سر زدیم تا از سلامتی فرزند رزمنده‌شان اطمینان دهیم و فردا همان فرزند به شهادت رسید.»

اما شیرین‌ترین خاطره او به آزادسازی خرمشهر بازمی‌گردد؛ روزی که در مسیر بازگشت از روستایی برای ویزیت رایگان، کشاورزان را دید که بیل‌هایشان را بالا برده و با خوشحالی آن روز تاریخی را جشن می‌گرفتند.

تبیین سیره بانوان دفاع مقدس برای نسل امروز

خانم سوری که حدود ۱۴ سال است بازنشسته شده، بر ضرورت معرفی الگوی بانوان دوران جنگ به نسل جدید تأکید دارد: «دختران امروز باید بدانند که بانوانی با حجاب و عفت، در تمامی فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و پشتیبانی جبهه‌ها با افتخار مشارکت داشتند. نیاز است که بانوان امروز، مسیر حضرت زهرا (س) را ادامه دهند و در تربیت نسلی اسلامی و رعایت حجاب—که تأکید همه شهدا بود—کوشا باشند تا کشور به پیشرفت‌های بیشتری دست یابد.»

خبرگزاری ایکنا