نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
بحران انسانی در سودان امروز به سطحی رسیده که واژهها از توصیف کامل آن ناتوان میمانند. فرار زنان باردار از «الفاشر» تنها یک پیامد جانبی جنگ نیست، آئینهای است از فروپاشی کامل یک جامعه، جایی که امنیت، درمان، غذا و حتی حق نفسکشیدن زنان باردار از آنها گرفته شده است. با سقوط شهر پس از ماهها محاصره، موجی از مادران هراسان در بیراههها به حرکت درآمدند، زنانی که در لحظاتی تصمیم به ترک خانه گرفتند که گلولهها به دیوارها میخورد و خانهها یکییکی فرو میریختند. در چنین لحظهای، انتخابی وجود نداشت، تنها راه این بود که پاها حرکت کنند، حتی اگر بدن توان نداشت.
روایت «نادره محمد احمد» یکی از صدها روایت مشابه است. او در ماه هفتم بارداری، با دو کودک خردسال، بیش از ۴۰ کیلومتر پیادهروی کرد و مجموعا بیش از هزار کیلومتر راه طی نمود تا به «الدبه» برسد. وقتی سرانجام به چادر کوچک اردوگاه رسید، خونریزی شدید او را تا مرز از دستدادن جان کشاند. این داستان، تصویری فردی نیست؛ بلکه نمونهای از تجربه مشترک زنانی است که جنگ آنها را به سختترین سفر زندگیشان پرتاب کرده است.
فروپاشی سیستم درمانی در مناطق جنگی، یکی از تاریکترین بخشهای این بحران است. تعطیلی ۸۰ درصد مراکز درمانی باعث شده زنان باردار در شرایطی فرزندانشان را به دنیا بیاورند که هیچ مراقبتی وجود ندارد. با نابودی آخرین بیمارستان فعال «الفاشر» و کشتهشدن صدها بیمار و همراه، هزاران زن عملا بدون هرگونه امکان زایمان امن رها شدهاند. امروز زایمان برای زنان «دارفور» نه یک روند طبیعی و امیدوارکننده، بلکه یک مبارزه برای بقاست، مبارزهای که بسیاری از آنها بدون کمک، بدون دارو و در پناه چادری پاره از سر میگذرانند.
در کنار خطر جنگ و بیپزشکی، سوءتغذیه شدید ضربهای مضاعف به زنان باردار وارد کرده است. آمارها نشان میدهد بیش از نیمی از زنان باردار یا شیرده با سوءتغذیه حاد مواجهاند؛ رقمی که بهروشنی نشان میدهد بدن این زنان حتی توان حفاظت از خود ندارد، چه برسد به جنینی که در دلشان شکل گرفته است. بسیاری از آنها برای سیرکردن شکم خود مجبورند برگها یا میوههای جنگلی را جمعآوری کنند؛ کاری که نه تنها از نظر غذایی ناکافی است، بلکه آنها را به دل خطرهای جدید میفرستد. در این مسیر، زنان بارها با تهدید، حمله یا ربایش مواجه شدهاند؛ خشونتی که جنگ آن را عادی کرده و جهان از آن چشم پوشیده است.
با ناپدیدشدن مردان خانواده در جریان درگیریها، بار بقا و محافظت از کودکان تماما بر دوش زنان افتاده است. بسیاری از زنان نه میدانند همسرانشان زندهاند یا نه و نه میدانند چگونه باید از کودکان خود در چادرهایی که از حداقل امکانات بیبهره است مراقبت کنند. این تنهایی تحمیلی، درد و فشار روانی مضاعفی است که در هیچ آماری ثبت نمیشود، اما در خطوط چهره زنان آواره بهوضوح دیده میشود.
امروز در سودان، هر کودک بهدنیا آمده در آوارگی، هر مادر زخمی، و هر خانواده نابودشده، نشانهای است از فقدان عدالت و ناتوانی جهان در پاسخ به رنج انسانهایی که در سکوت میمیرند. فرار زنان باردار از الفاشر در اصل فرار از مرگ است؛ اما این فرار، حتی اگر به مقصد برسد، پایان درد نیست.
سودان امروز در برابر چشمان جهانیان میسوزد، و زنان باردار، که نماد زندگیاند، در قلب این آتش میجنگند تا شاید بتوانند آیندهای را که جنگ قصد نابودکردنش را دارد، نجات دهند.
زینب حیدری
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت