چالش‌های مدیریت زنان

سقوط هم‌زمان سهم زنان از مشاغل مدیریتی و کل اشتغال در بازه زمانی سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ نشان می‌دهد زنان بیش از مردان تحت تأثیر مشکلات اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته‌اند. آیا این وضعیت پایدار مانده یا تغییری رخ داده ‌است؟

حضور زنان در مشاغل مدیریتی یکی از شاخص‌های مهم در سنجش مشارکت اقتصادی و برابری جنسیتی آن‌هاست. اطلاعات مرکز آمار نشان می‌دهد که سهم زنان از مشاغل مدیریتی از اواسط دهه ۹۰ با نوساناتی همراه بوده است. این تغییرات تحت تأثیر مسائلی مانند تحولات فرهنگی، بحران کرونا، سیاست‌های دولت و شرایط اقتصادی قرار داشته است. نکته چالش‌برانگیز این آمار، هم‌زمانی کاهش کلی اشتغال زنان و کاهش سهم زنان از مدیریت در دوره رکود و بحران کرونا است که نشان می‌دهد زنان بیش از مردان در معرض آسیب‌های بازار کار قرار داشته‌اند.

تاثیر کرونا بر فرصت‌های مدیریتی زنان

براساس اطلاعات موجود، در سال ۱۳۹۵ تعداد بانوان شاغل در مشاغل مدیریتی، ۱۱۳ هزار و ۷۸۵ نفر بوده است که کمترین تعداد در دوره مورد بررسی بوده است. به عبارت دیگر سهم بانوان از مشاغل مدیریتی در این سال ۱۷٫۲ درصد بوده است. بیشترین سهم زنان از این مشاغل نیز در سال ۱۳۹۷ مشاهده می‌شود. در این سال تعداد زنانی که در مشاغل مدیریتی مشغول به کار بوده‌اند به ۱۵۵ هزار و ۴۱۴ نفر می‌رسد. با شیوع ویروس کرونا و تعطیل شدن بسیاری از مشاغل، سهم زنان از کل شاغلین کشور به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می‌کند و از ۱۷٫۸ درصد در سال ۹۸ به ۱۵ درصد در سال ۱۴۰۰ می‌رسد. این اتفاق نشان می‌دهد که زنان بیشتر از مردان مشکلات بازار کار را تجربه کرده‌اند. کرونا فشار مضاعفی بر زنان، به‌خصوص در مدیریت شهری وارد کرد. در نتیجه، فرصت‌های دسترسی زنان به مشاغل مدیریتی کاهش پیدا کرد.

نکته جالب توجه دیگر، بالاتر بودن سهم بانوان در مشاغل مدیریتی از سهم آن‌ها از کل شاغلین در هشت سال مورد بررسی است. علی‌رغم حضور در بازار کار و افزایش سطح تحصیلات زنان، سهم آن‌ها از مشاغل مدیریتی در ایران همچنان کمتر از مردان است. عوامل اقتصادی، سیاسی و ساختاری از دلایل این شکاف هستند. در وهله اول، موانع سازمانی و فرهنگی همچنان یکی از مشکلات اصلی است. دوم، کرونا و مشکلات اقتصادی سهم زنان را بیش از مردان کاهش داده است. در دوران تعطیلی و رکود مشاغل، زنان بیشتری شغل خود را از دست دادند و فرصت‌های رشد نیز برای آن‌ها کاهش پیدا کرده است. افت هم‌زمان سهم زنان از مدیریت و کل اشتغال در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ این موضوع را تأیید می‌کند. سوم، اجرا نکردن سیاست‌های حمایتی نقش مهمی دارد. هرچند در برخی مقاطع، دولت‌ها افزایش حضور زنان در مدیریت را مورد تشویق قرار داده‌اند، با این وجود این سیاست‌ها مقطعی بوده و استمرار نداشته است. ترکیب این دلایل باعث شده است که مسیر زنان برای رسیدن به جایگاه‌های مدیریتی همچنان سخت باشد.

نگاهی به سهم زنان در سمت‌های مدیریتی در شهرها و روستاها

بررسی آمارها نشان می‌دهد وضعیت زنان در مناطق روستایی متفاوت ‌است. سهم زنان مدیر در روستاها از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ کاهش یافته است، اما بعد از سال ۹۸، سهم زنان در مدیریت روستایی به‌طور پیوسته در حال افزایش بوده که ممکن است نتیجه افزایش نقش زنان در تعاونی‌های روستایی، توسعه برنامه‌های حمایتی و سیاست‌های محلی باشد. در دوران کرونا، بسیاری از زنان در روستاها در شغل‌هایی مثل صنایع دستی، تعاونی‌های محلی و تولید محصولات کشاورزی فعال‌تر شدند که ممکن است موجب افزایش حضور آن‌ها در سطوح مدیریتی شده باشد. همچنین برخی تسهیلات کرونایی و طرح‌های توسعه‌ای ممکن است نقش زنان را در مدیریت مشاغل محلی افزایش داده باشد.

با توجه به عوامل تأثیرگذار و روندهای آماری، به نظر می‌رسد اگر سیاست‌های حمایتی برای انتصاب زنان در مشاغل مدیریتی ادامه داشته باشد، در کنار بهبود شرایط اقتصادی، می‌توان انتظار داشت که سهم زنان در مدیریت در سال‌های پیش رو بیشتر شود. با این وجود در صورت عدم اجرای سیاست‌های حمایتی پایدار، تشدید فشارهای اجتماعی بر زنان و ادامه رکود اقتصادی ممکن است سهم آن‌ها از مدیریت کاهش پیدا کند یا در سطحی ثابت باقی بماند.

اکوایران