مجوز موتورسواری زنان؛ از یک مسله خرد اجتماعی تا لایه‌های عمیق فرهنگی

تصویب قانون مجوز موتورسواری زنان، هرچند در نگاه نخست مسئله‌ای خُرد به نظر می‌رسد، اما تحلیل فرهنگی نشان می‌دهد این تصمیم پیامدهای عمیقی بر مرزهای جنسیتی، سبک زندگی و انسجام اجتماعی در ایران دارد.

با احترام به ویژگی‌های شخصیتی رئیس‌جمهور محترم، جناب آقای دکتر پزشکیان—از جمله دینداری، تلاش‌گری و ارتباط صمیمانه با مردم—و با توجه به کوشش‌های ایشان در مسیر رفع مشکلات عمومی، این یادداشت صرفاً از منظر فرهنگی و با رویکردی آسیب‌شناسانه به برخی روندهای سیاست‌گذاری فرهنگی در دولت ایشان پرداخته و هیچ انگیزه سیاسی یا جناحی در آن وجود ندارد.

به نظر می‌رسد بخشی از اقدامات واگرایانه در حوزه فرهنگ، نه نتیجه اراده مستقیم رئیس‌جمهور، بلکه محصول کنش‌گری شبکه‌ای از نهادها و جریان‌های تأثیرگذار است که در حال بازتعریف چشم‌انداز فرهنگی کشور بر اساس اهداف و منطق خاص خود هستند. این روند در صورت فقدان نظارت راهبردی، می‌تواند به سیاست‌گذاری‌هایی منجر شود که از منظر انسجام فرهنگی، هویت ملی و پایداری تمدنی، مخاطره‌آمیز باشد.

سه خلأ کلیدی در سطح مدیریت کلان فرهنگی قابل توجه است:

فقدان پایگاه معرفتی دینی منسجم که امکان درک موقعیت‌های حساس فرهنگی و تشخیص مرزهای مشروعیت در سیاست‌گذاری را فراهم کند. برخی از اظهار نظرهای مسئولین بیش از هر چیزی تداعی‌کننده اسلام فرهنگی است که هر اقدام حقوقی و اجتماعی را در راستای تحقق ارزش‌های دینی محکوم می‌کند. این امر می‌تواند چشم‌انداز مطلوبی در حوزه فرهنگ برای دولت ایجاد نکند.

نبود عقلانیت راهبردی در تحلیل ساختار فرهنگی که بتواند با بهره‌گیری از داده‌های تجربی روندهای فرهنگی را در افق بلندمدت تحلیل کند و از تصمیم‌گیری‌های مقطعی و واکنشی جلوگیری نماید.

کمبود بینش تمدنی در مواجهه با پیامدهای فرهنگی توسعه که حساسیت لازم نسبت به آثار واگرای برخی سیاست‌ها در حوزه سبک زندگی، هویت نسلی و انسجام اجتماعی را ایجاد کند.

در چارچوب تحلیل فرهنگی، تصویب قانونی که به زنان امکان استفاده از وسایل نقلیه موتوری در فضای عمومی را می‌دهد، اگرچه در نگاه نخست ممکن است مسئله‌ای خُرد تلقی شود، اما در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی پیامدهایی دارد که نمی‌توان نادیده گرفت. سیاست‌گذار فرهنگی آگاه و مسئول باید این پدیده را نه صرفاً در سطح حقوق فردی، بلکه در نسبت آن با ساختارهای هویتی، الگوهای جنسیتی و نظم نمادین جامعه مورد ارزیابی قرار دهد.

یکی از نخستین آثار چنین سیاستی، بازتعریف مرزهای جنسیتی در فضای عمومی است؛ مرزهایی که در سنت اسلامی بر پایه مفهوم «عفت» و تمایز نقش‌های اجتماعی زن و مرد شکل گرفته‌اند. این بازتعریف نه‌تنها الگوی حضور زنان در عرصه‌های عمومی را دگرگون می‌کند، بلکه به‌تدریج سبک زندگی و بازنمایی‌های فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در این میان، خلأ آموزش‌های فرهنگی و اخلاقی در نظام رسمی تعلیم و تربیت، فقدان چارچوب‌های منسجم در حکمرانی فضای مجازی و حضور جریان‌های فرهنگی واگرا و فاقد انسجام هویتی، بستری فراهم کرده است که سیاست‌های ظاهراً خُرد می‌توانند به تسریع واگرایی فرهنگی و تضعیف انسجام اجتماعی منجر شوند.

در چنین شرایطی، هرگونه سیاست‌گذاری در حوزه سبک زندگی باید با حساسیت نسبت به لایه‌های پنهان فرهنگی و پیامدهای بلندمدت آن صورت گیرد و از تقلیل مسائل فرهنگی به سطح مسائل خرد و کم‌اهمیت پرهیز شود.

خبرگزاری رسمی حوزه