مادری که فرزندش شهید شد اما دلش را وقف همه فرزندان ایران کرد

روایت تأثیرگذار فروغ آنجفی، مادر شهید علی قوچانی، از هنر مادر شهید شدن، صبر زینب‌گونه، و رؤیای نورانی پس از شهادت فرزندش که گویای جایگاه والای شهداست.

همه می‌دانند که شهادت نصیب هر کسی نمی‌شود، اما آن‌که مادرِ شهید می‌شود نیز، گامی برتر از ایثار مردان خدا برمی‌دارد. مادر شهید بودن یعنی دل کندن از عزیزترین داراییِ زندگی؛ کاری که جز با ایمان و عشق الهی ممکن نیست. اگر شهادت، هنر مردان خداست، مادر شهید شدن بی‌تردید هنر بهترین بندگان خداست.

در تاریخ معاصر ایران، زنان و مادرانی حضور داشته‌اند که نه در میدان نبرد، بلکه در میدان جان و ایمان جنگیده‌اند. آنان در سکوت خانه‌ها، در کنار سفره‌های ساده و تکه‌های نان، ارزش‌هایی را پرورش دادند که بعدها در چهره‌ی فرزندانشان شکفت؛ فرزندانی که نامشان با فداکاری و مقاومت گره خورده است. این مادران در روزگار دشوار، جگرگوشه‌ی خود را راهی میدان دفاع کردند، با صبوری و سکوتی آگاهانه، گنجی از ایمان و مقاومت آفریدند؛ گنجی ماندگار که در جان جامعه باقی مانده و دست‌به‌دست میان نسل‌ها می‌چرخد.

یکی از این بانوان، فروغ آنجفی است؛ مادر شهید علی قوچانی، زنی که نه‌تنها در روزهای جنگ بلکه پس از شهادت فرزندش نیز، مسیر خدمت و باور را ادامه داده و هنوز هم پای پیمانش با شهدا ایستاده است.

از اراک تا اصفهان؛ آغاز یک مسیر نورانی

فروغ آنجفی اهل اراک است. درباره‌ی چرایی مهاجرتش می‌گوید:  «وقتی ازدواج کردم و صاحب دو فرزند شدم، با خودم عهد کردم که فرزندانم باید در فضای مذهبی و سالم رشد کنند. از امام رضا (ع) خواستم که ضامن آینده‌شان باشد. وقتی فرصت کاری برای همسرم در اصفهان فراهم شد، شنیدیم که فضای فرهنگی آن شهر معنوی است، پس به اصفهان آمدیم و زندگی را در خیابان خاقانی آغاز کردیم.»

تربیت فرزندانی با نان ایمان و معرفت

او از همان آغاز، پایه‌های تربیت فرزندانش را بر دین و اخلاق نهاد: «کودک باید از سال‌های ابتدایی زندگی با ارزش‌های دینی آشنا شود. اگر خانواده در تربیت کوتاهی کند، جامعه نمی‌تواند آن را جبران کند. ما حتی مراقب بودیم موسیقی یا برنامه نامناسب در خانه پخش نشود. هر لحظه خانه باید فضای آرامش و ایمان داشته باشد.»

حضور در جبهه؛ جهاد زنانه در سایه زینب(س)

با شروع جنگ تحمیلی، آنجفی تنها نظاره‌گر نبود؛ وارد میدان شد. «می‌گفتند جهاد مخصوص مردان است، اما ما یادآور شدیم که در صدر اسلام، زنانی چون سمیه و زینب (س) نیز در کنار مردان ایستادند. زنان در جبهه بخشی از روح مقاومت بودند؛ با خیاطی، پشتیبانی و کار فرهنگی، دل‌های رزمندگان را گرم می‌کردند.»

او از روزهایی گفت که در اهواز و کردستان، زنان با چادرهای مشکی زیر باران گلوله و خمپاره، نماد ایثار بودند. گروه‌های خیاطی تشکیل دادند، لباس‌ها را دوختند و بسته‌های فرهنگی برای رزمندگان آماده کردند:

«الگوی ما حضرت فاطمه زهرا (س) بود. دنیا گذراست؛ مهم این است که در آخرت سربلند باشیم.»

خاطراتی از روزهای آتش و ایمان

«در مناطق کوهستانی کردستان با دستان خسته اما دل‌های استوار، برای رزمندگان نان می‌پختیم. زنانی بودند که اموال خود را فروختند تا برای جبهه لباس و غذا تهیه کنند. یاد خانم یزدان‌پناه و جعفری همیشه در ذهنم زنده است؛ کسانی که با تمام دارایی خود ایستادگی کردند. اگر زینب (س) روایتگر کربلا بود، زنان ما روایتگر دفاع مقدس شدند.»

مادران امروز، وارثان ایمان دیروز

در پاسخ به مسئولیت زنان امروز، می‌گوید: «میراث ما از حضرت زهرا (س)، تربیت فرزندانی مؤمن و حضور فعال زنان در جامعه است. امروز هم این مسئولیت سنگین بر دوش مادران است. اگر با قلبی پاک و توکل به خدا پیش برویم، همان روح زهرایی در وجود ما جاری می‌شود.»

او باور دارد که امروز باید با گفت‌وگو و فرهنگ‌سازی با چالش‌های فرهنگی مقابله کرد: «جوانان خون حسینی در رگ دارند؛ اگر محیط سالم برایشان فراهم شود، راه ایمان را خودشان انتخاب می‌کنند.»

لحظه شنیدن خبر شهادت علی؛ آزمون صبر و ایمان

در پاسخ به این پرسش که چگونه در برابر شهادت فرزندش تاب آورد، آهی از دل می‌کشد و می‌گوید: «صبر مادر شهید هدیه‌ای از حضرت زهرا (س) است. ایمان باعث می‌شود حتی بزرگ‌ترین غم‌ها قابل تحمل شوند.»

وقتی خبر شهادت علی رسید، کوچه پر از عزادار شد؛ اما او از پیش برای چنین روزی آماده بود. او پیش از شهادتش، از حضرت زهرا (س) خواسته بود که پیکرش در زمین باقی نماند. پس از شهادت، شبی در خواب او را دیدم؛ چهره‌اش غرق در نور و آرامش بود. با لبخندی آرام گفت: «مادر، در باغ شهدا جایگاهی دارم که وصفش در کلام نمی‌گنجد.»

خدمت به جانبازان؛ ادامه‌ راه ایثار

راه فروغ آنجفی با شهادت علی پایان نیافت. او به وصیت پسرش عمل کرد: «علی همیشه می‌گفت هوای جانبازان را داشته باش، مخصوصاً جانبازان اعصاب و روان. سال‌هاست هر دوشنبه به آسایشگاه می‌روم، برایشان آش یا نذر می‌برم. بعضی‌ها اجازه دیدار ندارند، اما من را می‌پذیرند. برایشان مادری می‌کنم.»

زیرزمین خانه‌اش در اصفهان تبدیل شده به پاتوق عاشقان شهدا؛ جایی که هر روز گروهی از مردم و جوانان برای شنیدن خاطرات این مادر شهید جمع می‌شوند. زوج‌های جوان برای خواندن خطبه عقد به آنجا می‌آیند، و فضا با یاد شهدا و نور ایمان آکنده شده است.

خبرگزاری ایمنا