زنان، سوژه های مغفول در سریال های تاریخی

به یاری خدا و پشتیبانی ختم رُسل افکار بی‌آلایش و منویات بی غل و غش خود را که پرورش یافته در مملکت اسلامی و آبیاری شده از شرایع و قوانین حضرت ختم النبیین است را بر روی کاغذ آورده‌ایم. این یک خط و نیم که کمتر از ۴۰ کلمه هم است، پاره‌ای از اولین مقاله […]

زنان درتاریخ

به یاری خدا و پشتیبانی ختم رُسل افکار بی‌آلایش و منویات بی غل و غش خود را که پرورش یافته در مملکت اسلامی و آبیاری شده از شرایع و قوانین حضرت ختم النبیین است را بر روی کاغذ آورده‌ایم. این یک خط و نیم که کمتر از ۴۰ کلمه هم است، پاره‌ای از اولین مقاله منتشر شده در نخستین شماره مجله زن‌نگار مشهد در عهد قاجار است. شاید برای خواننده متن تعجب‌آور باشد که آیا می‌توان زن و روزنامه‌نگاری در عصر قاجار را با یکدیگر جمع بست؟
اگر گوشه‌هایی از تاریخ ایران، به ویژه عصر قاجار را مورد بررسی قرار دهیم، می‌توان دوران قاجار و به ویژه مشروطه و پس از آن را دوران شکوه زنان در عرصه اجتماعی و سیاسی دانست. زنان در این برهه از تاریخ، حقوق و مسائل اجتماعی مرتبط با خود را به ویژه در روزنامه‌ها پیگیری می‌کردند. آنان نه تنها در دوران مشروطه، بلکه تا قبل از آن نیز حضور ویژه خود را در اجتماع نشان داده بودند.
در یک سال گذشته نیز سریال‌های نمایش خانگی مرتبط با دوران قاجار و به ویژه عصر ناصری ساخته شده است که از زنان به عنوان عاملی اثر گذار استفاده کرده‌اند، اما این اثر‌گذاری به چه صورت و تا چه اندازه به نمایش گذاشته شده است؟

رسانه، ابزاری برای روایت‌های تاریخی

رسانه در دنیا امروز، بستری است تا کشور‌ها تاریخ، فرهنگ و وقایعی را که تجربه کرده‌اند را به مخاطبان نمایش بدهند. این امر علاوه بر آن که قدمت فرهنگی و تاریخی ملتی را نشان می‌دهد، سبب می‌شود تا افراد یک ملت نسبت به گذشته خود احساس تعلق پیدا کنند. صنعت سریال‌سازی نیز که یکی از ابزار‌های رسانه است و از موضوعاتی که سریال‌سازان نسبت به آن توجه نشان داده‌اند، بحث آثار تاریخی است.
روایت‌های تاریخی همواره برای فیلمسازان و عموم مردم جذابیت خاصی را به همراه داشته است علاوه بر جذابیتی که دارد، ساخت روایت‌های تاریخی آن هم در فضای نمایشی چالش‌هایی، چون داستان‌پردازی را نیز به همراه دارد.

عصر بیداری زنان

عهد قاجار به ویژه از دوران ناصری به بعد و عصر مشروطه را می‌توان دوران جنبش‌های اجتماعی مردم دانست. از این رو فعالیت‌هایی نسبت به تصمیمات حکومت گرفته می‌شد که زنان پرچمدار چنین جنبش‌ها و اعتراضاتی بودند.
زنان در این برهه تاریخی دست به اقدامات و فعالیت‌هایی زدند که تا پیش از آن بی‌سابقه بود. تشکیل انجمن‌ها، تاسیس روزنامه‌های مرتبط با زنان و مسائل سیاسی و اجتماعی و شرکت در جنبش‌های اجتماعی از جمله فعالیت آنان بود.
با وجود آن که این دوران تاریخی، عصر بیداری و فعالیت‌های اجتماعی زنان است، اما در عصر حاضر تعداد آثار رسانه‌ای که با جدیت به حضور اجتماعی زنان در تاریخ پرداخته باشد، بسیار اندک است.

جای خالی روایت‌های سریالی از کنشگری زنان

در یک سال گذشته اگر نگاهی به آثار تولید شده در موضوعات تاریخی بیندازیم، متوجه می‌شویم که سه اثر با موضوعی که تقریباً در یک فضای تاریخی است تولید شده‌اند. از جمله قبله عالم، جیران و آهوی من مارال. هر سه آثار تولید شده روایت تاریخی خود را از دوره قاجار و به ویژه عصر ناصری انتخاب کرده‌اند.
با توجه به آن که تقریباً در هر سه اثر، زنان به عنوان نقش محوری ایفا نقش می‌کنند، اما داستان به طور دقیق نتوانسته جایگاه زنان و اثرگذاری آنان را به تصویر بکشد. مشخص است که فیلم‌سازان بیشتر به جای آنکه بر روی نقاط مهم تاریخی تمرکز کنند، تصمیم گرفته‌اند تا روایتی صرفاً جذاب و پربازدید از این عصر را برای مخاطبان به نمایش بگذارند و از ابعاد تاریخی دیگر که در آن هویت سیاسی و اجتماعی زنان پر رنگ است صرف نظر کرده است.
قبله عالم که نخستین سریال نمایش خانگی ساخته شده در ارتباط با عصر ناصری بود، سعی داشت تا داستان را با چاشنی تخیل و طنز ترکیب کند. ابتکاری که چندان به نفع سریال عمل نکرد و آن را تا مرز ابتذال در محتوا پیش برد و سرانجام هم با ممیزی و توقیف مواجه شد. روایتی که خالی از کنشگری زنان بود و به نقش زنان به عنوان عاملی جذب کننده توجه کرده بود.

دومین اثر ساخته شده سریالی به نام جیران است. شاید بتوان جیران را اثری به مراتب بسیار بهتر از قبله عالم در روایت نقش محوری زنان دانست. اما در داستان جیران نیز، زنان عنصری برای جذب مخاطب هستند. فتحی در این اثر نیز یک کلیشه عاشقانه را به نمایش گذاشته است.
در این اثر محوریت با حرمسرا است، انتظار می‌رفت تا نقش اجتماعی و سیاسی زنان حرمسرا نیز به صورت دقیق و به دور از کلیشه نشان داده شود؛ این در صورتی است که مانند سایر سریال‌های دیگر، حرمسرا را تنها محلی برای دعوای زنان به نمایش گذاشته است.
وضعیت زنان شبستان ایران به نسبت زنان شبستان عثمانی بسیار مناسب‌تر بود و در حرمسرای ایرانی زنان متفکر و اندیشمند نیز وجود داشت. حال آن که در آثار تولید شده مخاطب این وجه از تاریخ زنان عصر قاجار را مشاهده نمی‌کند.
با وجود آن که تاریخ قاجار پر از کنشگری زنان در عرصه اجتماع است، اما در آثار تولید شده به وضوح می‌توان جای خالی چنین روایت‌هایی از زنان دغدغه‌مند که در حوادث مهم تاریخی نقش‌های تأثیر گذار داشتند را حس کرد.

دور زدن کلیشه، دوری از ابتذال

ناصرالدین شاه در نظر عموم مردم و تاریخ شخصیت محبوبی ندارد که به واسطه زندگی عاشقانه‌اش محبوب تاریخ شود. فیلمسازانی که در این عرصه فعالیت می‌کنند می‌توانستند به جای آن که صرفاً روایتی کلیشه‌ای و جذاب تولید کنند، داستانی تاثیرگذار با توجه به واقعیت‌هایی تاریخی تولید کنند که از تأثیرگذاری زنان در دوره‌های تاریخی بگوید و نه صرفاً از زنان برای جذابیت بیشتر داستان استفاده کنند.

دانشجو