خشم علیه خانواده

خشم غیرقابل‌کنترل در یک فرد می‌تواند یک اختلاف‌نظر کوچک را به یک نزاع بزرگ تبدیل کند و به طور مداوم بحث و درگیری ایجاد کند. این نوع خشم در خانواده مانند یک ویروس به شدت واگیردار عمل می‌کند و به‌تدریج سلامت روان سایر اعضای خانواده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

تنها بیماری‌هایی نظیر سرماخوردگی، آنفولانزا، کرونا و… نیستند که به‌عنوان یک بیماری واگیردار به دیگر اعضای خانواده منتقل می‌شوند. خشم نیز قابلیت انتقال دارد و اگر به حال خود رها شود، از یک احساس طبیعی به یک رفتار مکرر و هیجانی تبدیل می‌شود و مانند یک ویروس، تمام خانواده را در بر می‌گیرد و به‌تدریج حتی آن فرد صبور خانواده نیز ممکن است به پرخاشگری روی آورد. به همین دلیل است که آمار خشونت در جامعه به طور مداوم در حال افزایش است و هر ساله خشم سهم زیادی از طلاق‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. اما چگونه ممکن است خشم مسری باشد؟ اگر این‌چنین است، واکسن و پادزهر این ویروس خطرناک برای زندگی‌مان چیست؟ چرا می‌گوییم خشم مسری است؟

زهرا گیوی، روان‌شناس و کارشناس خانواده اظهار کرد:

فرض کنید در گفت‌وگوی روزمره‌تان همسرتان چیزی به شما می‌گوید که برایتان خوشایند نیست. این جمله ممکن است بد نباشد و بتوانید به‌راحتی از آن بگذرید، اما شما نمی‌خواستید که همسرتان در آن لحظه این حرف را به شما بزند و مهارت بیان این نیاز را نیز نداشتید؛ بنابراین، به‌سرعت خشم، احساسی که به شما دست داده است را در یک رفتار هیجانی مانند پرخاشگری، فحش‌دادن یا حمله‌ور شدن بروز می‌دهید و بعد از چند ساعت آرام می‌شوید. البته این به معنای حل مشکلات نیست! شما فقط آرام شده‌اید. اما در واقع، این ویروس نهفته بارهاوبارها خود را نشان می‌دهد و بر روان سایر اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد.

زهرا گیوی می‌گوید: «زمانی که ما خشممان را نمی‌شناسیم و به آن اهمیت نمی‌دهیم و می‌گوییم بله من عصبانی بودم؛ اما حالا تمام شد و رفت، هیچ اتفاق مثبتی نمی‌افتد. در واقع این خشم در درون ما حل نشده است. نمود رفتاری پیدا کرده و ما به‌اشتباه فکر می‌کنیم که تمام شده، درحالی‌که هنوز با ماست. به‌عنوان‌مثال، از دعوای من و همسرم چند ساعت گذشته است. ما آشتی نکرده‌ایم، اما من آرام شدم و عصبانی نیستم. فرزند کوچکم را به پارک می‌برم و به او می‌گویم که هنگام پایین آمدن از تاب مراقب باشد تا لباسش خاکی نشود و زمین نخورد. اما فرزندم نتوانسته از خود مراقبت کند و کاری برخلاف گفته من انجام داده است. دوباره خشم من بروز می‌کند؛ دست بچه را محکم می‌کشم و تهدید می‌کنم که دیگر او را به پارک نمی‌آورم. به او سرکوفت می‌زنم و… همین رفتارها باعث می‌شود که فرزندم پرخاشگر شود و در نتیجه دچار اضطراب گردد. فردی که دچار خشم است هم در روابط عاطفی مشکل دارد و هم‌خانواده‌اش را مانند یک بیماری مسری دچار پرخاشگری می‌کند.»

پادزهری برای خشم‌های واگیردار خانوادگی!

زمانی که یکی از اعضای خانواده به طور مداوم پرخاشگری می‌کند و موضوعات کوچک به اختلاف‌های بزرگ تبدیل می‌شود، همسر و فرزندان این خانواده نیز به‌تدریج سلامت روانشان را از دست می‌دهند. اما این اتفاقی نیست که به‌سادگی بتوان از کنار آن گذشت. زیرا ویروس خشم به‌مراتب کشنده‌تر از هر ویروس خطرناک دیگری است. برای داشتن یک زندگی موفق و سالم، باید از همین حالا پادزهری برای آن بسازیم و خود را واکسینه کنیم.

کنترل خشم، به‌ویژه زمانی که زمینه بروز آن بیشتر باشد، مهارتی دشوار و نفس‌گیر است که اگر راه‌وچاه آن را نشناسید، احتمالاً هر بار به دربسته خواهید خورد.

این زوج‌درمانگر می‌گوید: «زمانی که عصبانی هستیم، باید خشم‌مان را به رسمیت بشناسیم و به احساس‌مان اعتبار بدهیم. بد نیست که پیش خودمان اقرار کنیم: بله، من خشمگینم! آنقدر خشمگینم که قلبم محکم می‌تپد. به خودم حق می‌دهم که خشمگین باشم. من نمی‌خواستم در آن شرایط این حرف‌ها را بشنوم. با این کار، هیجان اولیه ما که به دور از فکر بوده، تبدیل می‌شود به هیجان ثانویه‌ای که همراه با فکر و منطق است.

فرد اکنون می‌داند که برای چه عصبانی شده و صرفاً هیجانی رفتار نمی‌کند. برای مثال، اگر همسرش با او تند صحبت کرده و او خشمگین شده است، می‌داند که همسرش نیاز او به احترام را نادیده گرفته است. به همین دلیل سعی می‌کند که از محیط دور شود تا آرام شود. او هیجانی رفتار نمی‌کند، مقابله به مثل نمی‌کند، داد نمی‌زند و همسرش را تهدید به رفتن نمی‌کند. او آرام می‌شود و سپس حتماً با همسرش درباره رفتاری که او را خشمگین کرده، صحبت می‌کند.»

البته همیشه هم با همین یک نسخه ماجرا ختم به خیر نمی‌شود. به گفته زهرا گیوی، گاهی ممکن است در آستانه یک خشم انفجاری باشیم، هیجانی که مدیریتش به همین سادگی نیست. در این صورت، اشکالی ندارد اگر محیط را ترک کنیم، فقط داد بزنیم یا گریه کنیم تا آرام شویم، اما بلافاصله بعد از اینکه آرام شدیم، باید برگردیم و صحبت کنیم. وقتی خشم را به هیجانی تبدیل می‌کنیم که همراه با تفکر است، زمانی که نیازهای خود را می‌شناسیم و به احساس‌مان اعتبار می‌دهیم، در دفعات بعد به‌راحتی می‌توانیم در موقعیت‌های مشابه خشم‌مان را کنترل کنیم.

اگر هر بار به‌راحتی عصبانی می‌شوید و در برابر هر موضوع کوچک و بزرگی رفتارهای پرخاشگرانه‌ای دارید، با خودتان صادق باشید و بپذیرید که ویروس خشم در وجودتان به شدت پیشرفت کرده است و باید حتماً تحت درمان یک پزشک متخصص قرار بگیرید. به یاد داشته باشید که سهل‌انگاری نکنید و بی‌تفاوت از کنار این موضوع نگذرید، زیرا خشم شما می‌تواند سلامت روان همه اعضای خانواده‌تان را به هم بریزد و از شما به دیگر اعضای خانواده منتقل شود!

فارس