یادداشتی بر فیلم «بچه مردم»؛

«بچه مردم»؛ یک روایت فانتزی انسانی

فیلم «بچه مردم» به شکلی ظریف نشان می‌دهد که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین خانواده واقعی شود. دوران تاریخی انتخاب شده برای روایت فیلم، در فضاسازی قصه بسیار کمک‌کننده بوده و توانسته خرده روایت‌های زیبایی را خلق کند.

فیلم «بچه مردم» به کارگردانی محمود کریمی، یکی از آثار تحسین‌شده چهل و سومین جشنواره فیلم فجر است که توانست در ۱۴ شاخه نامزد دریافت سیمرغ بلورین شود و رکورددار بیشترین نامزدی در بخش سودای سیمرغ باشد.

این فیلم در نهایت موفق به دریافت چندین جایزه مهم از جمله سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی برای محمود کریمی شد. همچنین جایزه بهترین فیلمنامه به محمود کریمی و فائزه یارمحمدی تعلق گرفت. علاوه بر این، «بچه مردم» در بخش تجلی اراده ملی با دریافت ۶ جایزه از نهادهای مختلف، بیشترین جوایز این بخش را به خود اختصاص داد. فیلم در جشنواره ققنوس نیز جایزه ققنوس نوجوان را به دلیل پرداخت فانتزی و تصاویر رویاگونه‌اش دریافت کرد.

داستان این فیلم، حول محور زندگی نوجوانانی در یتیم‌خانه می‌چرخد که هر کدام به نوعی در تلاش برای یافتن سرنوشت خود هستند. شخصیت اصلی، ابوالفضل، کودکی است که توسط مادرش رها شده و به پرورشگاه سپرده شده است.

اما ابوالفضل باور دارد که مادرش او را گم کرده، نه اینکه او را عمداً ترک کرده باشد. این باور، ابوالفضل را در مسیری پرپیچ‌وخم قرار می‌دهد که تلاش می‌کند هویت خود را پیدا کند و مادرش را بیابد. در این مسیر، او با دوستانش در یتیم‌خانه همراه می‌شود و میان آنها رفاقتی عمیق شکل می‌گیرد که تا حدی جای خالی خانواده را پر می‌کند.

فیلم به شکلی ظریف نشان می‌دهد که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین خانواده واقعی شود. دوران تاریخی انتخاب شده برای روایت فیلم، در فضاسازی قصه بسیار کمک کننده بوده است و توانسته خرده روایت‌های زیبایی را خلق کند.

یکی از دیالوگ‌های کلیدی فیلم توسط شخصیت تاجی بیان می‌شود: 

«هر قصه‌ای رو دقت کنید می‌بینید قهرمانش از یه جایی رو پای خودش وایساده. الیور توییست یه جور، سهراب و فریدون اون جور، حضرت یوسف چهار سالش بود رفت عزیز مصر شد. حضرت موسی رو بگو؛ همین دنیا که اومد دادنش به آب. ماشالا نره غول شدین، پاتون اینجاس سرتون اونجا. وقتشه خودی نشون بدین.» این دیالوگ به خوبی روحیه مبارزه‌جویانه کودکان یتیم‌خانه را نشان می‌دهد و آنها را تشویق می‌کند تا با وجود تمام سختی‌ها، مسیر زندگی خود را پیدا کنند.

فیلم از نظر بصری بسیار چشمگیر است و با استفاده از ترکیب‌بندی‌های متقارن، رنگ‌های اشباع‌شده و طراحی صحنه‌ای دقیق، فضایی رویاگونه خلق کرده است که مخاطب را به دنیای فانتزی شخصیت‌ها وارد می‌کند. این ظاهر فانتزی با نمادسازی‌های قوی همراه است؛ ابوالفضل نمادی از کودکی است که در جستجوی هویت و جایگاه خود در جامعه است. استفاده از اشیای قدیمی و تصاویر نوستالژیک نیز حس عمیقی از گذشته و خاطرات فراموش‌شده را القا می‌کند.

فیلمنامه «بچه مردم» که توسط محمود کریمی و فائزه یارمحمدی نوشته شده است، به عنوان یکی از نقاط قوت فیلم شناخته شده است. این فیلمنامه با روایتی فانتزی و انسانی، توانسته است مخاطب را درگیر خود کند. در این فیلمنامه، کریمی و یارمحمدی با استفاده از تجربیات مستندسازی کریمی و تحقیقات گسترده، توانسته‌اند یک داستان جذاب و انسانی را خلق کنند که به مسائل اجتماعی و انسانی می‌پردازد.

موسیقی متن اثر نیز یکی از نقاط قوت آن است. کریستف رضاعی با ملودی‌های دلنشین خود فضایی فانتزی و احساسی ایجاد کرده که با پیشرفت داستان تغییر می‌کند. موسیقی ابتدا ساده و سرشار از حس معصومیت است اما با رشد شخصیت‌ها پیچیده‌تر شده و عمق بیشتری پیدا می‌کند.

فیلم همچنین از وقایع تاریخی برای تقویت روایت خود بهره برده است. یکی از سکانس‌های برجسته زمانی رخ می‌دهد که وقت سفارت مصطفی (یکی از دوستان ابوالفضل) با تسخیر لانه جاسوسی تداخل پیدا می‌کند. این ارجاعات تاریخی هوشمندانه باعث شده‌اند داستان علاوه بر جنبه شخصی، بُعد اجتماعی نیز پیدا کند.

«بچه مردم» فیلمی شریف و محترم است که توانسته با ترکیبی از طنز، درام و فانتزی، داستانی انسانی و تأثیرگذار روایت کند. این فیلم نشان می‌دهد چگونه رفاقت میان کودکان یتیم‌خانه تا حدی جای خالی خانواده را پر می‌کند اما برخی زخم‌ها همیشه باقی خواهند ماند. با وجود پایان‌بندی کمی کشدار و شعاری، «بچه مردم» اثری ارزشمند است که هم از نظر هنری و هم فرهنگی تأثیرگذار بوده و توانسته جایگاه ویژه‌ای در سینمای ایران پیدا کند.

زهرا ملکوتی‌پور