نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مسئله البته به تجربه یک مادر یا یک خانواده محدود نمیشود. در میان تجربههایی که از سوی مادران مختلف مطرح شده، نام همسران شهدا و شهدای مدافع حرم، مادران مطلقه و زنان سرپرست خانوار نیز دیده میشود؛ زنانی که در شرایط مختلف، مسئولیت اصلی زندگی و تربیت فرزند را برعهده گرفتهاند، اما ممکن است در انجام برخی امور مربوط به او با محدودیتهای قانونی مواجه شوند.
همسر شهید ممکن است پس از شهادت همسرش، عملاً تمام بار زندگی، تربیت و مراقبت از فرزندان را به تنهایی بر دوش بکشد. فرزند نیز ممکن است سالها با مادر خود زندگی کند و مادر، از مدرسه و درمان گرفته تا مسائل مالی و تربیتی، پیگیر تمام امور او باشد. با این حال، در برخی موقعیتها، مسئولیت روزمره مادر لزوماً به معنای برخورداری او از تمام اختیارات قانونی مربوط به فرزند نیست. در نتیجه، ممکن است مادری که پس از شهادت همسرش، عملاً تنها تکیهگاه فرزند شده، برای انجام برخی امور مهم زندگی او همچنان نیازمند هماهنگی یا طی کردن فرایندهای قانونی باشد.
برای فهم این مسئله، ابتدا باید یک تفاوت حقوقی مهم را روشن کنیم:_حضانت با ولایت قهری یکی نیست_حضانت در سادهترین تعریف، یعنی نگهداری، مراقبت و تربیت کودک؛ یعنی همان مسئولیتی که با زندگی روزمره فرزند ارتباط دارد: اینکه کودک کجا زندگی کند، چه کسی از او مراقبت کند، امور روزمرهاش چگونه مدیریت شود و نیازهای تربیتی و مراقبتی او چگونه پاسخ داده شود.اما ولایت قهری مفهوم دیگری است._در قانون مدنی ایران، طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری قرار دارد. بنابراین، «ولی قهری» همان کسی نیست که الزاماً کودک نزد او زندگی میکند یا مسئول مراقبت روزانه از اوست._ولایت قهری بیشتر به جایگاه قانونی فرد در تصمیمگیری درباره امور مهم کودک، بهویژه امور مالی و حقوق مالی او مربوط میشود. به همین دلیل، ممکن است یک مادر حضانت فرزند را داشته باشد، اما ولی قهری او نباشد.این تفاوت زمانی که پدر و مادر در کنار یکدیگر زندگی میکنند، شاید کمتر دیده شود؛ اما وقتی پدر فوت میکند یا والدین از یکدیگر جدا میشوند، میتواند خودش را در جزئیترین امور زندگی کودک نشان دهد.در کنار ولی قهری، ممکن است در شرایطی وصی نیز وجود داشته باشد؛ یعنی شخصی که ولی قهری او را برای اداره امور مربوط به طفل در موارد مقرر تعیین کرده است. بنابراین، «ولی قهری»، «حاضن» و «وصی» عناوین یکسانی نیستند.بنابراین مسئلهای که مادران مطرح میکنند، لزوماً این نیست که اصل ولایت پدر یا جد پدری حذف شود.بلکه بحث بر سر این است که آن بخش از اختیارات و ابزارهایی که برای اجرای واقعی حضانت ضروری است، در اختیار مادری قرار گیرد که قانون حضانت را به او سپرده است.
از «مادرِ دارای حضانت» تا مادری که برای هر تصمیم باید اجازه بگیرد
گزارشهای منتشرشده درباره مشکلات مادران دارای حضانت، مجموعهای از مصادیق ملموس این تعارض را نشان میدهد؛ مسائلی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما وقتی یک مادر به تنهایی مسئول زندگی کودک است، میتوانند به مانعی جدی تبدیل شوند.
زنی که همسرش شهید شده ، علاوه بر تحمل فقدان و مسئولیتهای اقتصادی و عاطفی خانواده، باید نقش پدر و مادر را در بسیاری از امور زندگی فرزند نیز تا حد زیادی بر عهده بگیرد. با این حال، در برخی موقعیتها ممکن است میان مسئولیتی که عملاً بر دوش اوست و اختیاری که قانون به او داده است فاصلهای وجود داشته باشد.
این فاصله زمانی بیشتر خود را نشان میدهد که پای درمان، تحصیل، امور مالی، سفر یا آینده اقتصادی فرزند به میان بیاید.
درمان؛ وقتی مادر کنار تخت فرزند است اما اختیار امضا ندارد
یکی از مهمترین نمونهها، امور درمانی کودک است.تصور کنید کودکی نیاز به یک عمل جراحی دارد. مادر او را بزرگ کرده، از وضعیت جسمی و روحی او اطلاع دارد و تمام مراحل درمان را پیگیری کرده است؛ اما اگر عمل اورژانسی نباشد، ممکن است بیمارستان برای انجام برخی اقدامات، نیازمند اجازه ولی قهری باشد.
در چنین شرایطی، مادر ممکن است مجبور شود منتظر حضور جد پدری بماند یا از او وکالتنامه دریافت کند.
اما سؤال همچنان باقی است:چرا مادری که حضانت کودک را برعهده دارد و مسئول مستقیم مراقبت از اوست، در برخی تصمیمهای درمانی مهم نمیتواند به تنهایی اقدام کند؟
حساب بانکی؛ حتی پولی که مادر برای فرزندش کنار گذاشته است
مسئله بعدی به امور بانکی و مالی مربوط میشود.
در بسیاری از بانکها، افتتاح حساب برای طفل صغیر و برداشت از حساب، نیازمند اقدام پدر یا در صورت فوت او، جد پدری است. این موضوع وقتی پیچیدهتر میشود که پولی که قرار است برای کودک در حساب قرار بگیرد، اساساً متعلق به مادر باشد.
مادری که میخواهد برای آینده فرزندش پسانداز کند، سرمایهای برای او کنار بگذارد یا از خدمات بانکی برای تأمین آینده کودک استفاده کند، ممکن است با محدودیتهایی مواجه شود که ریشه آنها در تفکیک میان حضانت و ولایت قرار دارد.
برای خانوادههای شهدا، این موضوع میتواند با مسئله مستمری، دیه، ارث یا سایر منابع مالی متعلق به فرزند نیز گره بخورد. مادری که مسئول تأمین زندگی کودک است، طبیعی است که دغدغه حفظ و مدیریت صحیح منابع مالی فرزندش را داشته باشد؛ اما داشتن حضانت، بهتنهایی به معنای برخورداری از تمام اختیارات مالی مربوط به کودک نیست.
این یعنی حتی یک اقدام به ظاهر ساده مثل «باز کردن حساب برای آینده فرزند» میتواند برای مادر دارای حضانت به مسئلهای حقوقی تبدیل شود.
مدرسه؛ مادری که هزینه میکند اما اختیار نداردشاید عجیبترین بخش ماجرا زمانی باشد که این تعارض به مدرسه و آموزش کودک میرسد.مادری که حضانت فرزند را برعهده دارد، طبیعتاً یکی از اصلیترین تصمیمگیرندگان درباره مدرسه، کلاسهای آموزشی، برنامههای کمکآموزشی و نیازهای تحصیلی کودک است.
اما او حتی در قرارداد مالی ثبتنام مدرسه نیز ممکن است با محدودیتهایی مواجه شود. ولی قهری میتواند درباره هزینه مدرسه یا برخی انتخابهای آموزشی کودک نیز اختلافنظر داشته باشد؛ از پرداخت نکردن هزینه مدرسه گرفته تا مخالفت با نوع مدرسه یا برخی کلاسهای آموزشی.حتی در مواردی، گرفتن پرونده کودک از مدرسه و انتقال او به مدرسه دیگر میتواند نیازمند حضور ولی یا وکالتنامه از او باشد.بنابراین، مواجه شدن با محدودیت در چنین امور سادهای میتواند برای مادری که عملاً مسئول اصلی تربیت و آینده تحصیلی فرزند است، فرساینده باشد.
در اینجا تعارض بسیار ملموس میشود:مادر مسئول تربیت کودک است، اما شخص دیگری ممکن است درباره بخشی از مسیر آموزشی او اختیار قانونی داشته باشد.
ارث فرزند؛ جایی که مسئله جدیتر میشودموضوع وقتی حساستر میشود که کودک از پدر خود ارثی برده باشد.ممکن است یک کودک پس از فوت پدر، صاحب پول، ملک یا دارایی دیگری شود. مادر حضانت او را برعهده دارد و طبیعتاً دغدغه آینده مالی فرزندش را نیز دارد؛ اما مدیریت و تصمیمگیری درباره اموال کودک در چارچوب اختیارات ولایت قهری قرار میگیرد.فرزند شهید علاوه بر ارث، از منابع مالی یا حقوقی دیگری نیز ممکن است برخوردار باشد و مادر بخواهد این داراییها را برای آینده او حفظ کند.اینجا دیگر مسئله صرفاً اجازه گرفتن برای یک کار اداری نیست؛ پای آینده اقتصادی کودک در میان است.
خروج از کشور؛ حتی سفر مادر و فرزند
یکی دیگر از مسائل مهم، خروج کودک از کشور است.مادری که حضانت فرزند را برعهده دارد، ممکن است بخواهد با او برای یک سفر زیارتی، سیاحتی یا خانوادگی از کشور خارج شود. اما حضانت به خودی خود به معنای برخورداری از تمام اختیارات مربوط به خروج کودک از کشور نیست و در این زمینه، رضایت و اختیارات قانونی ولی قهری میتواند تعیینکننده باشد.
گزارشهای منتشرشده در این زمینه بهطور ویژه همسران شهدای مدافع حرم را مورد توجه قرار داده است؛ زنانی که به دلیل شرایط خانوادگی خود ممکن است بیشتر در معرض سفرهای زیارتی باشند.
برای این مادران، سفر ممکن است فقط یک سفر تفریحی نباشد؛ گاهی سفر زیارتی، دیدار با خانواده یا حتی همراهی با فرزند برای یک برنامه خاص میتواند بخشی از زندگی خانوادگی آنان باشد.
در چنین شرایطی، اگر ولی قهری با خروج کودک از کشور موافقت نکند، مادر ممکن است حتی از سفری که برای خودش و فرزندش برنامهریزی کرده است، صرفنظر کند.
مسئله فقط مادر نیست؛ کودک هم آسیب میبیند
تعارض میان حضانت و ولایت را نباید صرفاً به عنوان اختلافی میان «حق مادر» و «حق ولی قهری» دید.چون در مرکز این مسئله، کودک قرار دارد.وقتی مادری که مسئول نگهداری کودک است، برای انجام امور ضروری زندگی او دائماً مجبور به گرفتن اجازه یا مراجعه به فرد دیگری باشد، ممکن است تصمیمهای مربوط به تحصیل، درمان، سفر یا سایر امور کودک با تأخیر مواجه شود.
در برخی موارد نیز این وضعیت میتواند کودک را وارد اختلاف میان خانواده مادری و خانواده پدری کند. یعنی مسئلهای که قرار بود صرفاً یک قاعده حقوقی باشد، ممکن است به تنش خانوادگی و فشار روانی برای کودک تبدیل شود.
بنابراین، هر راهحلی که برای این مسئله در نظر گرفته میشود، باید پیش از هر چیز مصلحت و آرامش کودک را در نظر بگیرد.
خانواده امروز مثل گذشته نیست
یکی از نکات مهمی که در بحثهای مطرحشده درباره این موضوع وجود دارد، تغییر شکل زندگی خانوادههاست.
در گذشته، بسیاری از خانوادهها در یک محیط نزدیک و گاه یک خانه یا محله زندگی میکردند؛ پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر و فرزندان ارتباط روزمره و مستقیمی با یکدیگر داشتند.
اما زندگی امروز متفاوت است. مادر و فرزند ممکن است در یک شهر زندگی کنند و پدربزرگ پدری در شهری دیگر باشد یا حتی سالخورده و دارای کهولت سن باشد. ممکن است خانوادهها کیلومترها از یکدیگر فاصله داشته باشند و حتی ارتباط روزمرهای میان آنها وجود نداشته باشد.از طرف دیگر، تعداد همسران شهدا یا مادرانی که پس از طلاق، فوت همسر یا به دلایل دیگر، عملاً بار اصلی زندگی فرزند را به دوش میکشند، قابل توجه است.
بسیاری از همسران شهدا پس از شهادت همسرشان، نهتنها مسئولیت تربیت فرزند، بلکه بخش مهمی از مسئولیت اقتصادی، عاطفی و اجتماعی خانواده را نیز برعهده میگیرند. فرزند ممکن است سالها تنها با مادر زندگی کند و تمام امور روزمرهاش توسط او مدیریت شود.امروز بسیاری از این مادران تحصیلکردهاند، در جامعه حضور فعال دارند، درآمد کسب میکنند، امور مالی خانواده را مدیریت میکنند و از وضعیت جسمی، روحی و آموزشی فرزندشان بیش از هر فرد دیگری اطلاع دارند.
بنابراین نمیتوان تمام مسائل خانواده امروز را با فرض خانوادهای حل کرد که همه اعضای آن در کنار یکدیگر و در یک فضای مشترک زندگی میکنند.
آیا راهحل، حذف ولایت قهری است؟
لزوماً نه. بحث اصلی این نیست که جایگاه پدر یا جد پدری به عنوان ولی قهری نادیده گرفته شود.مسئله این است که میان ولایت قهری و ابزارهای لازم برای اجرای حضانت تفکیک دقیقتری ایجاد شود.اگر مادری حضانت فرزند را برعهده دارد، باید بتواند دستکم امور ضروری و روزمرهای را که برای انجام مسئولیتش لازم است، بدون گرفتار شدن در بروکراسی و تعارضهای خانوادگی پیگیری کند.
شاید بهتر باشد این بحث را فقط با ادبیات «حقوق زنان» دنبال نکنیم. موضوع، در نهایت درباره مصلحت کودک است.مادری که حضانت فرزند را برعهده دارد، باید بتواند در شرایط عادی زندگی، امور ضروری او را بدون ایجاد مانع غیرضروری انجام دهد. در عین حال، ولایت قهری نیز یک نهاد حقوقی است که نمیتوان آن را بدون بررسی دقیق حذف یا بیاثر کرد.
راهحل میتواند در تعریف روشنتر مرزها باشد؛ اینکه کدام تصمیمها جزء اختیارات ضروری حاضن است و کدام تصمیمها همچنان باید تحت سازوکار ولایت یا نظارت قانونی قرار بگیرد.
چنین تفکیکی هم میتواند جایگاه ولایت قهری را حفظ کند و هم از تبدیل حضانت به مسئولیتی بدون اختیار جلوگیری کند.
در نهایت، مسئله اصلی شاید نه «مادر در برابر پدر باشد» و نه «مادر در برابر جد پدری»
مسئله، پیدا کردن سازوکاری است که در آن مسئولیت، اختیار و مصلحت کودک در یک نقطه به هم برسند.برای خانوادههای شهدا نیز این مسئله باید با همین نگاه دیده شود: مادری که پس از شهادت همسرش، سالهاست فرزند را بزرگ میکند، نباید در انجام مسئولیتهای ضروری خود با موانعی مواجه شود که با واقعیت زندگی روزمره او و مصلحت کودک فاصله دارد.
هدف، حذف نقش خانواده پدری یا بیاثر کردن ولایت قهری نیست؛ هدف، ایجاد تناسب میان مسئولیتی است که مادر بر عهده دارد و اختیاراتی که برای انجام آن مسئولیت در اختیار اوست.
در نهایت، هر اصلاحی در این زمینه باید به یک سؤال اساسی پاسخ دهد:چگونه میتوان هم جایگاه قانونی ولایت را حفظ کرد و هم مادری را که عملاً مسئول زندگی کودک است، از داشتن اختیارهای ضروری برای مراقبت و تربیت او محروم نکرد؟
فاطمه سرخحصاری
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت