نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
آن مالونی در شرایطی تصمیم به مادر شدن گرفت که از نظر زیستی، بارداری طبیعی برایش تقریباً ناممکن بود. با استفاده از تخمک اهدایی و درمانهای هورمونی، بدن او برای بارداری آماده شد و نخستین دخترش، «ایزابلا»، در ۵۰سالگی متولد شد. چند سال بعد نیز مالونی بار دیگر تحت درمان قرار گرفت و دختر دومش، «لیلی»، را در حدود ۵۲سالگی به دنیا آورد. منابعی که داستان این خانواده را بازتاب دادهاند، از بازگرداندن بدن او به شرایط مناسب بارداری با کمک هورمونها خبر دادهاند.
اما ماجرا فقط درباره پزشکی و فناوری باروری نبود؛ مسئله اصلی، واکنش جامعه بود. بارداری زنی در ۵۰سالگی برای بسیاری چنان غیرعادی به نظر میرسید که بهجای آنکه صرفاً درباره خطرات پزشکی یا شرایط بارداری صحبت شود، خودِ تصمیم زن زیر سؤال رفت. گویی زنی که در این سن مادر میشود، برخلاف یک «قاعده نانوشته» رفتار کرده است.
اینجاست که یک سؤال جدی مطرح میشود: چرا وقتی مردی در ۵۰ یا ۶۰سالگی پدر میشود، معمولاً با همان نگاه سختگیرانه مواجه نمیشود؟
جامعه سالهاست پدر شدن مردان در سنین بالا را اتفاقی عجیب اما قابلقبول میداند. حتی در بسیاری از روایتهای رسانهای، مردان مسنتری که صاحب فرزند میشوند، با عباراتی مانند «پدر جواندل» یا «پدر باتجربه» توصیف میشوند. اما وقتی زنی در همان سن تصمیم میگیرد مادر شود، ناگهان سن او به موضوع اصلی تبدیل میشود.
البته این به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای پزشکی نیست. بارداری در سنین بالا میتواند با خطرات بیشتری همراه باشد و تصمیم برای آن نیازمند بررسی دقیق وضعیت سلامت مادر و جنین است. از سوی دیگر، افزایش سن پدر نیز با برخی افزایش خطرات برای بارداری و سلامت فرزند همراه دانسته شده است. بنابراین اگر قرار است «سن والدین» به معیار قضاوت تبدیل شود، این معیار باید درباره زنان و مردان یکسان باشد.
گزارش نیویورکر در واقع پرسش بزرگتری را پیش میکشد: آیا مشکل، واقعاً سن والدین است یا تصویری که جامعه از «سن مناسب مادری» ساخته است؟
مادران مسنتر لزوماً شبیه تصویری نیستند که کلیشههای رایج از آنها ساخته است. بسیاری از زنانی که دیرتر مادر میشوند، از ثبات مالی، تجربه زندگی و آمادگی عاطفی بیشتری برخوردارند و آگاهانهتر وارد فرایند فرزندآوری میشوند. در روایتهایی که درباره مادران بالای ۵۰ سال منتشر شده، همین موضوع بارها مورد توجه قرار گرفته است.
در طرف مقابل، مردی که در همین سن صاحب فرزند میشود، کمتر مجبور است درباره «حق» خود برای پدر شدن توضیح بدهد. این تفاوت، پرسش مهمی را ایجاد میکند: چرا جامعه برای مردان، فاصله گرفتن از ساعت زیستی را نشانه اختیار و انتخاب میبیند، اما برای زنان گاهی آن را «خودخواهی» تلقی میکند؟
ماجرای آن مالونی فقط داستان زنی نیست که در ۵۰سالگی مادر شد؛ داستان زنی است که انتخابش با تصویری که جامعه از «مادر مناسب» ساخته بود، همخوانی نداشت.
شاید مسئله اصلی همینجا باشد؛ آیا ما واقعاً نگران سلامت و آینده کودکیم، یا هنوز برای زن، سن و زمان مشخصی برای مادر شدن تعیین کردهایم و انتظار داریم او از آن عبور نکند؟
این پرسش البته به معنای تجویز مادری در سن بالا نیست؛ بلکه درباره حق انتخاب، استانداردهای دوگانه و این است که چرا تصمیمی مشابه، وقتی از سوی یک مرد گرفته میشود، کمتر با قضاوت اجتماعی مواجه است.
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت