ترجمه اختصاصی؛

وقتی مادر غایب باشد، پرستار جای آن را می‌گیرد

ویدئوی خداحافظی دو کودک با مربی خود که برای زندگی به کشور دیگری مهاجرت کرده بود، در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشت؛ دو دختربچه در حالی که گریه می‌کردند، مربی‌شان را «مامان» صدا می‌زدند. این صحنه بار دیگر پرسش‌هایی را درباره شکل‌گیری دلبستگی عاطفی کودکان و نقش افرادی که به‌طور روزمره از آنها مراقبت می‌کنند، مطرح کرده است.
مادر

این ویدئو که واکنش‌های زیادی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت، یک پرسش مهم را پیش روی والدین قرار می‌دهد: آیا رابطه مادر و کودک فقط به پیوند خونی وابسته است یا مراقبت، محبت و ایجاد احساس امنیت نیز می‌تواند در شکل‌گیری این رابطه نقش داشته باشد؟

چرا کودک به مربی یا پرستار خود وابسته می‌شود؟

به گزارش خبرگزاری نساء‌اف‌ام، «دعاء صلاحات»، درباره این موضوع گفت که بررسی چنین واکنش‌هایی نیازمند نگاه روان‌شناختی به رابطه کودک و مراقب اوست.

به گفته این روان‌شناس، حضور مربی یا نیروی خدماتی در خانه می‌تواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر این حضور به شکل درست مدیریت شود، می‌تواند بخشی از فشارهای روزمره را از دوش مادر بردارد و فرصت بیشتری برای استراحت، رسیدگی به خود و گذراندن وقت با فرزندان در اختیار او قرار دهد.

اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که بخش عمده مسئولیت‌های مربوط به مراقبت و تأمین نیازهای کودک به‌طور کامل به فرد دیگری واگذار شود.

کودک معمولاً با فردی پیوند عاطفی برقرار می‌کند که در لحظات نیاز در کنار اوست؛ کسی که به او غذا می‌دهد، هنگام بیماری مراقبش است، با او بازی می‌کند و بخش قابل‌توجهی از روز را در کنارش می‌گذراند.

رابطه مادر و کودک فقط به پیوند خونی محدود نمی‌شود

«صلاحات» تأکید کرد که رابطه عاطفی میان مادر و کودک تنها بر پایه ارتباط بیولوژیک شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند حضور، ارتباط، توجه و مراقبت مستمر است.

کودک به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی، فردی را که در زمان نیاز در کنارش حضور دارد و به او احساس امنیت می‌دهد، به‌عنوان یک شخصیت مهم در زندگی خود تجربه می‌کند.

از نگاه روان‌شناسی، سال‌های ابتدایی زندگی نقشی اساسی در شکل‌گیری شخصیت و روابط آینده کودک دارند. به همین دلیل، ممکن است کودک حتی سال‌ها پس از جدایی از فردی که در دوران کودکی از او مراقبت کرده است، خاطرات و احساسات عمیقی نسبت به او داشته باشد.

آیا مربی می‌تواند جای مادر را بگیرد؟

این روان‌شناس توضیح داد که مربی یا پرستار از نظر فیزیولوژیک جای مادر را نمی‌گیرد، اما اگر بیشترین حضور در زندگی روزمره کودک و پاسخگویی به نیازهای او بر عهده آن فرد باشد، ممکن است به منبع اصلی دلبستگی عاطفی کودک تبدیل شود.

کودک در سال‌های نخست زندگی، روابط را مانند بزرگسالان بر اساس عنوان‌ها و نقش‌ها تحلیل نمی‌کند. برای او مهم‌تر از اینکه چه کسی «مادر» یا «مربی» است، این است که چه کسی به او محبت می‌کند، به نیازهایش پاسخ می‌دهد و احساس امنیت ایجاد می‌کند.

نقش مهدکودک در شکل‌گیری دلبستگی کودک

به گفته «صلاحات»، این مسئله تنها به خانواده‌هایی که از مربی یا نیروی خدماتی در خانه استفاده می‌کنند محدود نمی‌شود و می‌توان آن را درباره کودکانی که ساعات زیادی را در مهدکودک می‌گذرانند نیز مطرح کرد.

او تأکید کرد که خانواده باید زمانی را که کودک خارج از خانه سپری می‌کند، با حضور باکیفیت و مؤثر جبران کند؛ حضوری که صرفاً به تأمین نیازهای جسمی کودک محدود نباشد.

چگونه از دلبستگی آسیب‌زا جلوگیری کنیم؟

این روان‌شناس بر ضرورت مشخص بودن نقش‌ها در خانواده تأکید کرد و گفت در صورت حضور مربی یا نیروی خدماتی در خانه، باید مسئولیت‌های او به‌طور مشخص تعیین شود.

به گفته او، مادر باید همچنان مرجع اصلی در تربیت و مراقبت عاطفی کودک باشد و در جزئیات زندگی فرزندش حضور فعال داشته باشد.

صلاحات همچنین هشدار داد که دلبستگی شدید کودک به مربی یا پرستار ممکن است در صورت قطع ناگهانی این رابطه، برای کودک تجربه‌ای آسیب‌زا و حتی شوک‌آور ایجاد کند؛ به‌ویژه زمانی که حضور این فرد از ابتدا موقتی بوده باشد.

او در پایان از والدین خواست برای تقویت رابطه خود با فرزندان، در فعالیت‌های روزمره آنها مشارکت کنند و زمان باکیفیتی را به کودک اختصاص دهند؛ زیرا مادری تنها به تأمین نیازهای جسمی کودک خلاصه نمی‌شود، بلکه عشق، ارتباط، حضور و ایجاد احساس امنیت روانی نیز بخش مهمی از رابطه مادر و فرزند است.