نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مشکل از آنجا آغاز میشود که بسیاری از مبلغین بهائی هنگام معرفی طاهره، بخشهایی از منابع معتبر خود را نادیده میگیرند؛ بخشهایی که با روایت امروزی آنان سازگار نیست. گاهی حتی برخی نقلهایی که با هدف ستایش و تجلیل ثبت شدهاند، ناخواسته تصویری متفاوت از آنچه امروز تبلیغ میشود ارائه میدهند.
وقتی تعریف، پرسشبرانگیز میشود
یکی از این موارد، حکایتی است که در کتاب «حضرت طاهره» به نقل از عبدالبهاء آمده است. نویسنده کتاب در مقام تعریف و تمجید، روایتی را نقل میکند که ظاهراً قرار بوده نشانهای از ویژگیهای شخصی طاهره باشد؛ اما نتیجهای متفاوت به همراه دارد.
طبق این روایت:
– طاهره دارای اشتهای بسیار زیاد بوده است.– این موضوع آنقدر مشهور بوده که اطرافیان درباره آن از وی سؤال میکردهاند.– پاسخ او نیز انکار اصل ماجرا نبوده، بلکه استناد به حدیثی درباره اهل فردوس بوده است.
اینجاست که پرسش اصلی مطرح میشود:
اگر این موضوع صرفاً یک امر عادی بوده، چرا دیگران درباره آن توضیح میخواستند؟ و اگر اساساً مسئلهای وجود نداشته، چرا نیاز به استناد به حدیث برای توجیه آن احساس میشده است؟
در همه سنتهای اخلاقی، میان «داشتن میل» و «تسلط بر میل» تفاوت وجود دارد. گرسنگی، تشنگی و اشتها اموری طبیعیاند؛ اما آنچه ارزش اخلاقی پیدا میکند، میزان مهار نفس و کنترل خواستهها است.
در ادبیات اخلاق اسلامی، یکی از نشانههای مهم تقوا، کنترل شهوت شکم دانسته شده است. در آثار عرفانی نیز کمخوری و خویشتنداری از صفات سالکان شمرده میشود. بنابراین فضیلت در «اشتها داشتن» نیست؛ فضیلت در «تسلط بر اشتها» است.
نویسنده کتاب گمان کرده با نقل این حکایت، تصویری صمیمی و جذاب از طاهره ارائه میکند؛ اما متن چیز دیگری میگوید. وقتی شخصی برای یک رفتار شناختهشده به حدیث استناد میکند، در واقع اصل آن رفتار را پذیرفته و در حال توجیه آن است. این دیگر مدح نیست؛ نوعی عذر آوردن برای یک ویژگی شخصی است.
– فضیلت آن است که انسان بر میل خود مسلط باشد.– نه اینکه برای میل خود مستند دینی پیدا کند.
در ادبیات رسمی بهائی، طاهره معمولاً در جایگاه شخصیتی استثنایی، الگوی معنویت، زهد و پارسایی معرفی میشود. اما همین نقل، تصویری متفاوت ارائه میدهد. بر اساس این روایت:
– اشتهای زیاد او میان اطرافیان شناخته شده بوده است.– درباره آن از وی پرسش میشده است.– او اصل موضوع را انکار نمیکرده است.– بلکه برای آن توجیه دینی ارائه میداده است.
این تصویر با چهرهای که معمولاً از یک الگوی کامل خویشتنداری ترسیم میشود فاصله دارد.
نکته جالب آنجاست که این مطلب را مخالفان طاهره نقل نکردهاند. این روایت از دل یک کتاب ستایشنامه بیرون آمده است. یعنی نویسندهای که قصد دفاع و تجلیل داشته، ناخواسته نکتهای را ثبت کرده که امروز بیش از آنکه مدح باشد، پرسشبرانگیز است.
روایتی که کمتر درباره آن سخن گفته میشود
نمونه دیگری از این فاصله میان روایت تبلیغاتی و منابع تاریخی را میتوان در کتاب «تذکرةالوفاء» مشاهده کرد. در این اثر آمده است:
«تقوى و احتياط اصحاب طاهره بحدّى بود که از ذبيح و طبيخ سوق اجتناب مينمودند، زيرا در عقيدت آنان هر کس حضرت باب را سبّ مينمود ائمه اطهار و رسول اکرم را سبّ مينمود لذا طاهر نبود.»
منبع: تذکرةالوفاء، ص ۲۹۶به نقل از: ظهور الحق، ج ۳، صص ۳۱۴–۳۱۵
معنای روشن این عبارت آن است که پیروان طاهره بسیاری از مسلمانان را طاهر نمیدانستند و به همین دلیل از خوردن غذای بازار پرهیز میکردند.
اما بخش عجیبتر ماجرا ادامه همین گزارش است. در همان منبع آمده است:
«چون نظر آلالله از مطهّرات محسوب گشت و اصحاب، جناب طاهره را مظهر فاطمه زهرا میشمردند، ذبیح و طبیخ سوق را میخریدند و بنظرش میرساندند تا مطهّر شود.»
بر اساس این گزارش:
– غذا را نزد طاهره میآوردند تا با نگاه او پاک شود.– نه با شستشو.– نه با ضوابط شرعی رایج.– بلکه با اعتقاد به تأثیر قدسی نگاه او.
آزادی زنان یا تقدسسازی افراطی؟
اکنون باید پرسید:
آیا این همان شخصیتی است که امروز به عنوان نماد آزادی، عقلانیت و رواداری معرفی میشود؟
اگر قرار است طاهره را بر اساس اسناد تاریخی بشناسیم، چرا این بخش از زندگی و باورهای او کمتر بازگو میشود؟
چرا درباره کشف حجاب سخن گفته میشود اما درباره اعتقاد به نجاست مخالفان و تطهیر غذا با نگاه طاهره سکوت میشود؟
واقعیت آن است که دغدغه اصلی طاهره در آثار و عملکرد تاریخی او، نه فمینیسم مدرن و نه حقوق زنان به معنای امروزی بود. او پیش از هر چیز یک مبلغ پرشور آیین بابی بود. تمام فعالیتهای او در راستای گسترش آن آیین، دفاع از باب و تثبیت مرزهای اعتقادی جامعه جدید شکل گرفت.
به همین دلیل نیز در همین منابع میبینیم که پیروان او مخالفان باب را در حد کسانی میدانستند که به پیامبر و ائمه اهانت کردهاند و از این رو آنان را ناپاک تلقی میکردند.
چرا این بخشها کمتر مطرح میشود؟
علت روشن است. تصویری که امروزه از طاهره ارائه میشود، باید با ادبیات معاصر حقوق بشر، آزادی زنان و گفتوگوی بینادیانی سازگار باشد. اما گزارشهایی مانند:
– اجتناب از غذای مسلمانان– اعتقاد به نجاست مخالفان– پاک شدن غذا با نگاه طاهره– تلقی طاهره به عنوان مظهر حضرت زهرا– و همچنین روایاتی درباره اشتهای بسیار زیاد و تلاش برای توجیه آن
با این تصویر مدرن سازگاری چندانی ندارد.
از همین رو معمولاً این بخشها در حاشیه قرار میگیرند و تنها بخشهای خاصی از زندگی او برجسته میشوند.
پرسش پایانی
اگر قرار است طاهره به عنوان نماد آزادی زنان معرفی شود، آیا نباید تمام ابعاد شخصیت و باورهای او نیز مطرح شود؟
اگر منابع معتبر بهائی مانند «تذکرةالوفاء»، «ظهور الحق» و دیگر آثار تاریخی چنین مطالبی را ثبت کردهاند، چرا مبلغین فقط بخشی از روایت را نقل میکنند؟
آیا طاهره همان چهرهای است که در تبلیغات امروزی ترسیم میشود؟
یا شخصیتی تاریخی که باورها و عملکرد او بیش از آنکه به مفاهیم مدرن آزادی و رواداری نزدیک باشد، در چارچوب یک جنبش مذهبی با مرزبندیهای شدید اعتقادی قابل فهم است؟
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تصویرسازیهای تبلیغاتی، طاهره تاریخی را از خلال منابع اصلی و بالادستی بازخوانی کنیم؛ زیرا گاهی آنچه در اسناد رسمی ثبت شده، با آنچه در تبلیغات گفته میشود فاصلهای عمیق دارد.
منبع: برگرفته از مباحث جلد سوم (بخش اول) کتاب «نقد قرن بدیع؛ تاریخ باب» (ویژه طاهره قرّةالعین)نویسنده: حسن ارشاد
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت