ترجمه اختصاصی؛

ساعت کاری نامنظم، قاتل سلامت مردان و زنان

شاید برایتان پیش آمده باشد که هفته‌ای را با شیفت‌های سنگین شروع کنید و هفته‌ی بعد، ناگهان برنامه‌ی کاری‌تان نصف شود. این آشفتگی که خیلی‌ها آن را بخشی از دنیای مدرن کار می‌دانند، تازه‌ترین تحقیق روی بیش از ۶۱ هزار کارگر آمریکایی نشان داده که یک تهدید جدی برای سلامتی است، اما نه به یک شکل برای همه.

محققان با تعجب متوجه شدند که مردان و زنان کاملاً متفاوت این بی‌ثباتی را تجربه می‌کنند. در مردان، نوسان ساعات کاری بیشتر به شکل یک خستگی مزمن و کاهش کیفیت عملکرد در محل کار خودش را نشان می‌دهد؛ یعنی مردها سر کار حاضر می‌شوند، اما انگار نه انرژی دارند و نه تمرکز، و این کم‌کم به فرسودگی شغلی‌شان دامن می‌زند. اما ماجرای زنان بسیار هشداردهنده‌تر است.

به گزارش یورونیوز، برای آنها، بی‌نظمیِ ساعت کاری فقط به خستگی روحی ختم نمی‌شود، بلکه خیلی سریع به مشکلات جسمی واقعی مثل دردهای مزمن، اختلالات شدید خواب و فشار عصبی تبدیل می‌شود که توان انجام حتی کارهای روزمره را از آنها می‌گیرد. به همین دلیل است که آمارها نشان می‌دهد زنان در مواجهه با این شرایط، به‌جای اینکه فقط افت کیفیت داشته باشند، اغلب ناچار به ترک کامل شغل می‌شوند، چون دیگر توان جسمی برای ادامه دادن ندارند.

اما جالب‌ترین بخش ماجرا، یک خطای بزرگ آماری است که محققان به آن اشاره کرده‌اند؛ آنها می‌گویند بیشتر گزارش‌های رسمی فقط وضعیت کارگرانی را بررسی می‌کنند که هنوز سر کار هستند و به این ترتیب، آمار واقعی آسیب‌ها بسیار پایین‌تر از حد واقعی نشان داده می‌شود. این پدیده را اثر بازمانده کارگر سالم می‌نامند، یعنی کسانی که واقعاً حالشان بد شده یا در بیمارستان بستری‌اند یا شغلشان را رها کرده‌اند و دیگر در لیست آمار نیستند، پس اعداد و ارقامی که می‌بینیم تنها نوک بخشی از ماجرا هستند.

همچنین محققان هشدار می‌دهند که هزینه‌های پنهان این نوع برنامه‌ریزی، فقط به ضرر اقتصادی یک شرکت یا کارخانه ختم نمی‌شود، بلکه یک بحران سلامتی عمومی است؛ هزینه‌های درمانی ناشی از استرس، بیماری‌های قلبی و افسردگی که به خاطر این آشفتگی‌ها به وجود می‌آید، در بلندمدت از هر حقوق اضافه‌ای که بابت شیفت‌های نامنظم پرداخت می‌شود، سنگین‌تر تمام می‌شود.

در واقع، این پژوهش به ما می‌گوید که وقتی صحبت از انعطاف‌پذیری کاری به میان می‌آید، نباید فقط به نفع کارفرما فکر کنیم؛ پیش‌بینی‌پذیر بودن ساعات کار، یک حق اولیه بهداشتی است که اگر نادیده گرفته شود، نه‌تنها بهره‌وری را پایین می‌آورد، بلکه سلامت نیروی کار را از درون پوک می‌کند و نکته اینجاست که برای حل این معضل، نمی‌توان نسخه یکسانی برای همه پیچید، چون زن‌ها و مردها به شکل کاملاً متفاوتی از این بی‌ثباتی آسیب می‌بینند و هر سیاستی که این تفاوت را نادیده بگیرد، در واقع دارد نیمی از نیروی کار را قربانی می‌کند.

اکنون باید هم کارفرمایان و هم قانونگذاران، به جای تمرکز صرف بر تعداد ساعت‌های کاری، به منظم بودن و پیش‌بینی‌پذیری آنها هم اهمیت بدهند، چون سلامتی مردم، ارزش بیشتری از چند ساعت اضافه‌کاری دارد، هرچند که این هزینه‌ها امروز دیده نشوند، فردا در قالب قبض‌های درمانی و ترک شغل‌های ناگهانی، خودشان را نشان خواهند داد.