تحليل خبر؛

زنانی که برای آزادی یک پزشک فریاد می‌زنند

در خیابان‌های لندن، استانبول و واشنگتن، صدای زنانی بلند شده که از «دکتر حسام ابوصفیه»، پزشک اطفال و مدیر بیمارستان کمال عدوان در غزه، حمایت می‌کنند. تصاویری که از این تجمعات منتشر شده، زنان معترضی را با پلاکاردهایی در دست نشان می‌دهد که خواستار آزادی این پزشک بازداشتی هستند. عکسی که از یک زن معترض در مقابل دفتر شین‌بت در فلسطین اشغالی منتشر شده، پیامی روشن دارد: «دکتر حسام ابوصفیه را آزاد کنید.»

«دکتر ابوصفیه»، متخصص اطفال و نوزادان، از ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ در بازداشت اسرائیل به سر می‌برد. او در جریان یورش نیروهای اسرائیلی به بیمارستان کمال عدوان در شمال غزه بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌ها، او پیش از بازداشت بارها از سوی ارتش اسرائیل تهدید به تخلیه‌ی بیمارستان شده بود، اما هر بار می‌ماند تا از بیماران مجروح، به ویژه کودکان، مراقبت کند.

همسرش، «آلبینا ابوصفیه»، که اصالتاً اهل قزاقستان است، در روایتی تأکید کرده که دکتر ابوصفیه با وجود فرصت خروج از غزه، ماندن را ترجیح داد.

او گفته است: او می‌توانست به من در قزاقستان بپیوندد، اما به من گفت نمی‌تواند بیماران و همکارانش را رها کند.

دخترِ کوچک دکتر ابوصفیه، در میان غم‌انگیزترین روایت این ماجرا ایستاده است. او در طولِ ۱۸ ماه بازداشت پدرش، بزرگ شده، راه رفتن یاد گرفته و حرف زدن را آغاز کرده، اما پدرش را هرگز در آغوش نگرفته است.

همسردکتر ابوصفیه، آلبینا، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آناتولی، از دلتنگیِ فرزندانش گفته: کوچک‌ترین دخترم هر شب پیش از خواب، نام پدرش را تکرار می‌کند؛ او پدرش را فقط در عکس‌ها دیده است.

او افزوده که فرزندانش، به ویژه دخترِ کوچک، هر روز از او می‌پرسند: «بابا کی برمی‌گردد؟» این سؤال ساده، اما بی‌پاسخ، برای دختر کوچکی که تازه دارد دنیا را می‌شناسد، معنای عمیقی دارد. او نمی‌فهمد چرا پدرش خانه نیست، چرا تولدهایش را بدون او جشن گرفته، و چرا جای خالی پدر حس می‌شود.

در جریان حملات به بیمارستان، پسر دکتر ابوصفیه، ابراهیم، در نزدیکی بیمارستان کشته شد. همسرش گفته است: ما او را با دستان خود دفن کردیم و از آن روز به بعد، هرگز حسام را خندان ندیدم. با وجود این فقدان، دکتر ابوصفیه به کار خود ادامه داد تا اینکه در ۲۷ دسامبر بازداشت شد.

پس از بازداشت او، مادرش که وابستگی عمیقی به او داشت، بر اثر سکته‌ی قلبی درگذشت و هرگز فرصت دیدار دوباره با پسرش را نیافت. حالا این دخترِ کوچک، نه پدرش را در کنار دارد، نه پدربزرگش را، و نه عموی بزرگش را که در جنگ کشته شد.

دکتر ابوصفیه بدون طرح اتهام و محاکمه در بازداشت به سر می‌برد. سازمان‌های حقوق بشری از جمله عفو بین‌الملل و سازمان پزشکان برای حقوق بشر اسرائیل، بارها نسبت به وضعیت او هشدار داده‌اند.

بر اساس گزارش‌ها، او در بازداشتگاه‌هایی مانند «سدی تیمان» و «اوفیر» نگهداری شده و دچار کاهش وزن شدید و سوءتغذیه شده است. همسرش گفته که وزن او به کمتر از ۶۰ کیلوگرم کاهش یافته و از کم‌خونی و سوءتغذیه رنج می‌برد.

وکیل او نیز گزارش داده که دکتر ابوصفیه مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار گرفته است.

همسر و فرزندان دکتر ابوصفیه، پس از خروج از غزه، اکنون در آلماتی، قزاقستان، در خانه‌ی مادربزرگ زندگی می‌کنند.

پسر بزرگش، الیاس، ۲۸ ساله، که خود در جنگ مجروح شده، می‌گوید آخرین بار در دسامبر ۲۰۲۴ پدرش را در بیمارستان دیده است. او تلاش کرده پدرش را متقاعد کند که بیمارستان را ترک کند، اما دکتر ابوصفیه پاسخ داده: «فرزندانم از کودکانی که در بیمارستان هستند مهم‌تر نیستند.»

در میانِ این فریادها، نگرانیِ دیگری هم وجود دارد: سکوت نسبی نهادهای پزشکیِ بین‌المللی. در حالی که سازمان‌هایی مانند عفو بین‌الملل و پزشکان برای حقوق بشر به شدت فعال بوده‌اند، اما برخی از پزشکان برجسته در نامه‌ای به نشریه‌ی معتبر پزشکی بی‌ام‌جی، از عملکرد مقطعی و سکوت نهادهایی مانند انجمن پزشکی جهان و سازمان جهانی بهداشت انتقاد کرده‌اند.

زنان معترضی که در خیابان‌ها فریاد می‌زنند، در واقع صدای این دخترِ کوچک و هزاران کودک بی‌پدر و بی‌مادرِ دیگر شده‌اند.

آنها با حضورشان، به جامعه‌ی جهانی یادآوری می‌کنند که پشت هر آمار و پرونده‌ی حقوقی، یک کودک هست که هر شب با چشمانی خیس و قلبی لرزان، منتظر برگشتن پدرش است.

دختری که شاید هرگز نفهمد چرا پدرش، پزشکی که جان دیگران را نجات می‌داد، باید این همه دور از او بماند و در تاریک‌ترین سلول‌های زندان، به جای در آغوش گرفتن فرزندش، تنها به عکس‌های قدیمی خیره شود.

فائزه آقامحمدی