نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
یکی فاتحه میخواند، یکی اشکش را پاک میکند، یکی شانه تابوت را میگیرد، یکی راه را باز میکند، گلها روی پرچم آرام مینشینند، صدای صلوات بلند میشود، تابوت روی دستها حرکت میکند، جمعیت قدم برمیدارد، مراسم تمام میشود… و من، ناخواسته به همه آن «آخرین بار»هایی فکر میکنم که هیچکس نمیدانست آخریناند؛ آخرین استکان چای کنار هم، آخرین خداحافظی پشت در، آخرین تماس کوتاه، آخرین «مواظب خودت باش»، آخرین لبخند، آخرین انتظار برای باز شدن یک در…
و جایی دورتر، مردی که اگر اینجا نیست، نه از بیمهری، که به بهای راهی است که انتخاب کرده؛ راهی که گاهی از آدم، حتی حق آخرین خداحافظی را هم میگیرد. شاید همین، تلخترین هزینه آرمانها باشد.
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت