ترجمه اختصاصی؛

دختری که جنگ را ندید، اما یمن را روایت کرد

کتاب «خاطرات دختری که جنگ را ندید» نوشته نویسنده یمنی، «رغده جمال»، اثری احساسی و تأمل‌برانگیز است که با زبانی ساده اما عمیق، به مفاهیمی چون وطن، جنگ، هویت و کودکی می‌پردازد. این کتاب در نگاه اول با عنوانی لطیف و طراحی ساده‌اش شبیه یک اثر کودکانه به نظر می‌رسد، اما با شروع مطالعه، مخاطب وارد دنیایی از پرسش‌های فلسفی، احساسات انسانی و واقعیت تلخ جنگ در یمن می‌شود.

به گزارش شبکه خبری الجزیره، رغده جمال در این اثر، روایت را از زبان دختربچه‌ای بیان می‌کند که جنگ را مستقیماً تجربه نکرده، اما آثار آن را در زندگی روزمره، نگرانی‌های خانواده و پرسش‌های ذهنی خود احساس می‌کند. نویسنده با استفاده از نگاه معصومانه کودک، تلاش کرده تصویر متفاوتی از یمن ارائه دهد؛ نه فقط به‌عنوان یک سرزمین جغرافیایی، بلکه به‌عنوان حسی عمیق از تعلق، دلتنگی و عشق به وطن.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب، شیوه پرداختن به موضوع جنگ و سیاست است. رغده جمال معتقد است کودکان باید حقیقت را بدانند، اما نحوه بیان آن اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، شخصیت مادر در داستان تلاش می‌کند بدون ایجاد ترس، به پرسش‌های فرزندش درباره جنگ پاسخ دهد. او حقیقت را پنهان نمی‌کند، اما آن را با زبانی آرام و متناسب با دنیای کودک توضیح می‌دهد.

نویسنده همچنین به نقش مادرانه و تأثیر آن بر خلاقیت و نویسندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید این کتاب تا حد زیادی از پرسش‌ها و احساسات دخترش الهام گرفته شده و همین موضوع باعث شده روایت، طبیعی و صادقانه به نظر برسد. در واقع، کتاب بیشتر از آنکه درباره جنگ باشد، درباره کودکی است که تلاش می‌کند معنای وطن، ترس و هویت را درک کند.

در بخش‌های مختلف کتاب، کودک راوی از طریق تماس‌های خانوادگی، لهجه یمنی، خاطرات والدین و روایت‌های ساده، با سرزمینی آشنا می‌شود که هنوز آن را از نزدیک ندیده است. همین موضوع باعث می‌شود مفهوم «وطن» در کتاب، فراتر از مکان جغرافیایی تعریف شود و به یک احساس درونی تبدیل گردد.

از دیگر نکات قابل توجه این اثر، استفاده از تصاویر و طراحی‌های سیاه‌وسفید است. رغده جمال توضیح می‌دهد که این انتخاب عمدی بوده، زیرا کودکان دنیا را ساده و شفاف می‌بینند؛ برای آن‌ها مفاهیمی مانند خیر و شر یا درست و غلط، مرزهای روشنی دارند. به همین دلیل، فضای بصری کتاب نیز با همین نگاه ساده اما صادقانه طراحی شده است.

«خاطرات دختری که جنگ را ندید» در عین سادگی، به مسائل عمیق روانی و اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه جنگ می‌تواند حتی کودکانی را که مستقیماً در میدان نبرد حضور ندارند، تحت تأثیر قرار دهد. این کتاب تلاشی برای روایت درد، دلتنگی و امید از نگاه نسلی است که با اخبار جنگ، مهاجرت و دوری از وطن بزرگ شده است.

پایان کتاب نیز حسی از امید و تعلق را منتقل می‌کند؛ جایی که دختر کوچک داستان، با وجود تمام ترس‌ها و شنیده‌هایش، آرزو می‌کند روزی به یمن بازگردد و با اطمینان می‌گوید: «یمنی‌ها نمی‌ترسند.» جمله‌ای که خلاصه‌ای از احساس میلیون‌ها یمنی دور از وطن است.

فاطمه سرخ‌حصاری