نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
مریم همتپور از آن دسته زنانی است که فعالیت اجتماعی را نه از پشت میز بلکه از دل خانههای مردم آغاز کرد، از دیدارهای چهرهبهچهره با خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد، از شنیدن حرفهای زنان، از لمس نیازهای پنهان آنان و از دیدن استعدادهایی که در سایه محرومیت به فراموشی سپرده شده بود.
همین مواجهه نزدیک با زندگی زنان و دختران مددجو جرقهای در ذهنش روشن کرد، جرقهای که بعدها به راهاندازی تعاونی زنان روستایی، احیای صنایعدستی فراموششده و شناساندن دوباره پارچه برک انجامید.
احیاگر صنعت دستی برک بافی در خراسان جنوبی در گفتوگو با خبرنگار ایرنا با مرور سالهای آغازین فعالیت خود از روزهایی میگوید که هنوز خراسان جنوبی استانی مستقل نبود و شهر مود نیز در قالب شهرستان بیرجند تعریف میشد، روزهایی که او به عنوان رابط فرهنگی کمیته امداد وارد عرصه فعالیتهای اجتماعی شد.
همتپور میگوید: از سال ۱۳۷۰ به عنوان رابط فرهنگی کمیته امداد در طرح ارتقای فرهنگی مددجویان فعالیت خود را آغاز کردم.
وی میافزاید: چارچوب کارم این بود که به خانه خانوادههای مددجویان امداد میرفتم و به صورت چهرهبهچهره، احکام و مسائل فرهنگی را آموزش میدادم اما در واقع این فقط ظاهر ماجرا بود و هدف اصلی این بود که از نزدیک با این خانوادهها انس بگیریم، اعتمادشان را جلب کنیم و مشکلاتشان را بهتر بشناسیم.
او با اشاره به گستره ماموریت خود میگوید: باید هر ماه به حدود ۳۰ خانه سر میزدم و این رفتوآمدها فقط دیدار معمولی نبود، نوعی شناخت عمیق از وضعیت خانوادهها، زنان و دختران آن خانهها بود.
همتپور معتقد است آنچه بعدها انگیزه کارآفرینی را در او شکل داد، دقیقا در همین رفتوآمدها و ارتباط نزدیک با زنان مددجو نهفته بود.
او میگوید: من در این خانهها با زنانی روبهرو میشدم که توانمند بودند، هنر داشتند، دستی در کار داشتند اما تکیهگاه نداشتند، میدیدم چه گلدوزیهای زیبایی انجام میدهند، چه حولهها و دستبافتههای ارزشمندی دارند و چه هنرهایی در وجودشان هست که دیده نمیشود، بسیاری از زنان مسنتر میگفتند این هنرها را از گذشته بلد بودهاند اما کمکم فراموش شده است، اگر دوباره امکان انجامشان فراهم شود دیگر نیازی به تحت پوشش بودن نخواهند داشت.
او نقطه عطف مهم زندگی خود را خواندن خبری در روزنامه میداند، خبری که مسیر فعالیتش را وارد مرحلهای تازه کرد.
همتپور میگوید: یک روز در روزنامه خواندم که «طرح تعاونیهای روستایی زنان» به تصویب رسیده است، همین یک خبر برای من خیلی معنا داشت تا آن زمان تعاونیهای روستایی مردان وجود داشت اما حضور زنان در این قالب تازه مطرح شده بود، من بلافاصله پیگیر شدم تا بدانم باید از چه مسیری وارد این کار شوم.
او میافزاید: وقتی موضوع را از طریق مسئولان متولی پیگیری کردم، بعضیها دلسردم میکردند و میگفتند این طرح تازه است و بهتر است در شهرهای بزرگ نه در منطقه ما اجرا شود، حتی برخی مسئولان محلی هم به نوعی تلاش میکردند مرا از پیگیری منصرف کنند اما من تصمیمم را گرفته بودم.
همتپور با لبخند از آن روزها یاد میکند و میگوید: آنقدر پیگیری کردم که بعدها در یکی از جلسات گفتند «این خانم با این رفتوآمدهای مداوم، پاشنه در اتاق ما را درآورد.» اما واقعیت این است که اگر پیگیر نبودم، این اتفاق هیچوقت در منطقه ما نمیافتاد.
به گفته او، در دهه ۱۳۷۳ توانست ۵۱ زن را با خود همراه کند و مجمع اولیه تشکیل دهد و در نهایت در سوم خرداد سال ۱۳۷۴ تعاونی را به ثبت برساند.
او ادامه میدهد: این طرح برای همه ناشناخته بود، اما کمتر از یک سال توانستیم آن را به ثبت برسانیم، همان سال از هر استان یک نماینده برای افتتاحیه تعاونیهای زنان روستایی به کرج دعوت شد و من هم به عنوان نماینده منطقه خودمان شرکت کردم، آنجا هم آموزش دیدیم و هم در کارگروهها درباره اهدافمان صحبت کردیم.
همتپور میگوید: در همان کارگروههای آغازین، یکی از هدفهای اصلی خود را احیای صنایعدستی فراموششده استان عنوان کردم.
او میافزاید: این هدف برای من فقط یک برنامه اداری نبود بلکه ریشه در زندگیام داشت مادرم برکباف و پارچهباف بود و من از کودکی با سختی، ظرافت و ارزش این هنر آشنا شده بودم، هرچند در آن زمان این هنر رو به فراموشی رفته بود.
همتپور در بخش دیگری از گفتوگو با لحنی احساسی از خاطرهای یاد میکند که به گفته خودش، بذر احیای برکبافی را سالها پیش در ذهن او کاشت.
او میگوید: کودکی و نوجوانیام با رفتوآمدهای سخت بین روستا و شهر مود گذشت، بخشی از سالهای تحصیلم را با پیمودن مسیرهای طولانی به مدرسه میرفتم، یک روز زمستانی و برفی که امتحان داشتم، بسیار نگران بودم که چگونه خودم را به مدرسه برسانم، مادرم پارچهای از برک را که آن زمان دیگر کمتر کسی میشناخت، به پدرم داد تا روی من بیندازد و پدرم مرا با الاغ به راه انداخت.
او ادامه میدهد: آن روز زیر آن پارچه برک با وجود برف و سرما، گرم بودم، خیس نمیشدم و حس میکردم در پناهی امن قرار گرفتهام، همانجا با ذهن کودکانهام از خودم پرسیدم این چه پارچهای است که چنین خاصیتی دارد، بعدها که بزرگتر شدم، از مادرم پرسیدم و او توضیح داد این همان پارچهای است که زمانی میبافتند و از آن درآمد داشتند، اما با ورود پارچههای صنعتی و ارزان، بازارش از بین رفت و این هنر هم به فراموشی سپرده شد.
همتپور میگوید: همان زمان در دل خودم عهد کردم که اگر روزی بتوانم این هنر را زنده خواهم کرد و زحمات مادرم و زنانی را که با این هنر زندگی کرده بودند، به نوعی جبران خواهم کرد.
او میگوید پس از ثبت تعاونی، مسیر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی زنان را با جدیت دنبال کرد و ذهنش از همان زمان درگیر احیای هنرهای بومی بود و این تلاشها در سالهای بعد به احیای پارچهبافی و سپس برکبافی انجامید.
همتپور میافزاید: از سالها قبل در هر فرصتی که پیش میآمد درباره این هنر مینوشتم، در همایشها موضوع را مطرح میکردم و حتی مقالهای با عنوان «درد دل پارچه برک» نوشتم تا اهمیت این هنر را یادآوری کنم، این دغدغه همیشه با من بود تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۸۰ توانستم پارچهبافی را در شهر مود احیا کنم.
او با اشاره به سابقه طولانی فعالیت تعاونی زنان منطقه میگوید: در حالی که بسیاری از مجموعهها سالها بعد شکل گرفتند، ما از سال ۱۳۷۴ فعالیت تعاونی زنان را آغاز کرده بودیم و از همان سالهای ابتدایی، مسیر تولید و اشتغال را دنبال میکردیم، هرچند به دلیل شرایط منطقه، پراکندگی کار و کمتر دیده شدن فعالیتها آنگونه که باید به چشم نیامد.
همتپور میگوید با وجود علاقه و برنامهای که برای احیای برکبافی داشت، عملی شدن این هدف سالها زمان برد زیرا این هنر هم نیاز به استادکار داشت و هم نیازمند حمایت و همراهی جدی بود.
او ادامه میدهد: سالها دوست داشتم این هنر را احیا کنم، اما هم استادکاران آن کم شده بودند و هم حمایت لازم وجود نداشت، تا اینکه در سال ۱۳۹۴ معاونت صنایعدستی استان گفتند امسال میتوانیم در این مسیر کمک کنیم و برای من این پیشنهاد، همان فرصتی بود که سالها انتظارش را میکشیدم.
به گفته او، یافتن فردی که بتواند آموزش این هنر را برعهده بگیرد نیز آسان نبود.
همتپور میگوید: حدود ۲ سال دنبال یکی از بانوان پیشکسوت این هنر بودم که به دلیل مریضی همسر نمیتوانست کمکم کند اما سرانجام با همراهی این بانوی پیشکسوت، نخستین کارگاه برکبافی در خانه او راهاندازی و آموزشها آغاز شد.
او برکبافی را هنری بسیار سخت، زمانبر و تخصصی میداند و معتقد است ارزش واقعی این هنر زمانی فهمیده میشود که همه مراحل آن از نزدیک دیده شود.
همتپور با تشریح فرآیند تولید میگوید: برکبافی چند مرحله تخصصی و طاقتفرسا دارد ابتدا باید در فصل مناسب، کرک از دام جدا شود، سپس مرحله موکشی انجام میشود تا کرک لطیف از موی زبر تفکیک شود، بعد شانهزنی یا حلاجی، سپس ریسندگی و در نهایت بافت پارچه انجام میشود، پس از آن هم مراحل تکمیلی مانند گرفتن موهای زائد، مالش دادن و نرمسازی پارچه وجود دارد.
او میافزاید: در گذشته برای لطافت پارچه از روشهای سنتی مانند استفاده از مواد طبیعی بهره میبردند و امروز هم بخشی از همان دانش بومی حفظ شده است، این هنر کاری نیست که یک نفر از ابتدا تا انتها به تنهایی انجام دهد و از قدیم هم تخصصی بوده و هر فرد در یک بخش مهارت داشته است.
همتپور میگوید یکی از مهمترین نگرانیهای او پس از تولید دوباره پارچه برک، فروش آن بود، موضوعی که افراد مسن و باتجریه بارها به او گوشزد کرده بودند.
او ادامه میدهد: سالهای اولی که دوباره تولید را آغاز کردیم بازار فروش خیلی ضعیف بود، نگران بودم حرف زنان پیشکسوت درست از آب دربیاید و این هنر بار دیگر به دلیل نبود بازار، فراموش شود، مدام فکر میکردم باید چه کاری انجام دهیم که این پارچه دوباره شناخته شود.
به گفته او، راهحل از یک ایده ساده آغاز شد، همتپور میگوید: یک روز هدبندهای بازاری به چشمم خورد و همان لحظه به ذهنم رسید که میتوانیم از پارچه برک، هدبند تولید کنیم، تا آن زمان از برک برای چادر، جلیقه، پالتو و برخی پوشاک استفاده میشد، اما هدبند ایده جدیدی بود و همین ایده کمک کرد تا محصولی کوچکتر، ارزانتر و قابلدسترستر برای مشتری تولید کنیم.
او میافزاید: این هدبندها در یکی از نمایشگاههای سراسری صنایعدستی رونمایی شد و با استقبال خوبی روبهرو شد، بسیاری از خریداران علاوه بر جنبه زیبایی و بومی آن، از خاصیت گرمابخشی و کمک به کاهش سردرد، سرما و سینوزیت هم سخن میگفتند و همین محصول کوچک به یکی از مهمترین ابزارهای معرفی دوباره پارچه برک تبدیل شد.
همتپور با قدردانی از برخی حمایتهای بینبخشی میگوید: در این مسیر، تنها صنایعدستی همراه ما نبود، جهاد کشاورزی نیز در مقطعی کمکهای مهمی از جمله تامین بز کرکی برای بافندگان، حمایت در زمینه تسهیلات و کمک به حفظ زنجیره تولید کرد اگر این همراهیها نبود، ادامه مسیر بسیار دشوارتر میشد.
او یکی از مهمترین دستاوردهای سالهای اخیر را ثبت ملی این هنر با نام بومی آن میداند و میگوید: امروز بسیاری این هنر را با عنوان برکبافی میشناسند، اما در زبان محلی ما نامهای دیگری از جمله «کُرکیبافی» و «کورگیبافی» هم وجود دارد، من اصرار داشتم اگر قرار است این هنر ثبت ملی شود، با همان نامی بومی «کورگی» ثبت شود که در فرهنگ بومی ما ریشه دارد.
به گفته او، این پیگیری سرانجام به نتیجه رسید و در سال ۱۴۰۰ این هنر با عنوان بومی و محلی خود به ثبت ملی رسید؛ اتفاقی که به نوعی تثبیت هویت محلی و تاریخی آن نیز بود.
همتپور در ادامه از یکی دیگر از افتخارات خود سخن میگوید، افتخاری که آن را تحقق یکی از آرزوهای قدیمیاش میداند.
او میگوید: سالها تلاش کردم تا محصولی بر پایه برک تولید کنم که هم اصالت این هنر را نشان دهد و هم از نظر کیفیت و نوآوری قابل دفاع باشد، در سال ۱۴۰۳ توانستم یک «جلیقه برک» را از صفر تا صد با کار خودم آماده کنم، از رنگریزی با گیاهان طبیعی گرفته تا دوخت نهایی، چون پیش از ورود به کارآفرینی، خیاطی هم انجام میدادم، دوخت این جلیقه را هم خودم برعهده گرفتم.
او ادامه میدهد: برای رنگریزی از گیاهان طبیعی منطقه از جمله گیاهی به نام «کوشترگ» استفاده کردم و تمام مراحل کار مستندسازی شد، این اثر در نهایت توانست «مهر اصالت ملی» دریافت کند و امتیاز بسیار بالایی به دست آورد، موفقیتی که برای من فقط یک عنوان نبود بلکه رسیدن به همان آرزویی بود که سالها در ذهنم داشتم.
همتپور در طول این سالها، علاوه بر احیای یک هنر بومی، در عرصه تعاونی، کارآفرینی و فعالیتهای اجتماعی نیز افتخارات متعددی کسب کرده است.
او میگوید: تعاونی زنان روستایی که در سال ۱۳۷۴ راهاندازی کردیم، پس از پنج سال فعالیت در سال ۱۳۷۹ به عنوان «تعاونی نمونه ملی» معرفی شد، این موفقیت در سالهای ۱۳۸۴، ۱۳۸۹، ۱۳۹۴ و ۱۳۹۹ نیز تکرار شد و در مجموع پنج مرتبه توانستیم رتبه نمونه ملی را کسب کنیم.
به گفته او، در سال ۱۳۸۸ نیز از سوی وزارت کار به عنوان «کارآفرین برتر ملی» شناخته شد؛ عنوانی که نقطه عطف مهمی در کارنامه حرفهای او محسوب میشود.
همتپور ادامه میدهد: در سال ۱۳۹۲ نیز به عنوان «طلایهدار ایثار» در سطح ملی معرفی شدم، آن سال در دیدار با رهبر شهید انقلاب نیز حضور داشتم، همچنین در سال ۱۳۹۸ نیز به عنوان جهادگر برتر اقتصاد مقاومتی مورد تجلیل قرار گرفتم.
او میگوید فعالیتهایش هیچگاه تنها به حوزه تولید محدود نشده و همواره تلاش کرده در عرصه اجتماعی نیز نقشآفرین باشد، همتپور میافزاید: سالها فرمانده پایگاه بسیج بودم و نخستین پایگاه بسیج در شهر مود را نیز راهاندازی کردم، حدود ۱۵ سال در این مسئولیت فعالیت داشتم، علاوه بر آن در راهاندازی نخستین کانون فرهنگی اجتماعی بانوان در منطقه نیز نقش داشتم و اکنون نیز در حوزه سازمانهای مردمنهاد مسئولیت دارم.
او میگوید برکبافی امروز دیگر یک هنر خاموش و در آستانه فراموشی نیست، هرچند همچنان با دشواریهای خاص خود روبهرو است.
همتپور ادامه میدهد: این هنر بسیار پرزحمت است و همه افراد بهراحتی جذب آن نمیشوند، کار با کرک، مراحل جداسازی، ریسندگی و بافت، همگی تخصصی و زمانبر است، اما خوشبختانه در سالهای اخیر، جوانترها هم وارد میدان شدهاند و تعدادی از زنان میانسال و جوان، حتی افراد تحصیلکرده، برای یادگیری این هنر پای کار آمدهاند.
او تاکید میکند: برای حفظ این هنر باید زنجیره تولید، آموزش، بازار و نوآوری در کنار هم دیده شود، اگر فقط آموزش بدهیم اما بازار نباشد، این هنر دوباره آسیب میبیند، اگر بازار باشد اما مواد اولیه یا نیروی ماهر نباشد، باز هم دوام نمیآورد.
برکبافی یکی از کهنترین و اصیلترین هنرهای سنتی شرق ایران و از نمادهای هویتی خراسان جنوبی است، هنری که با وجود قدمت فراوان، سالها بهدلیل دشواری تولید و غلبه پارچههای صنعتی رو به فراموشی رفت.
برک پارچهای است ضخیم، بسیار نرم و گرم که از کرک بز یا پشم شتر بافته میشود، تفاوت اصلی برک با سایر پارچههای دستباف در لطافت فوقالعاده و خاصیت گرمایشی بالای آن است.
این هنر ارزشمند با همت بانوان هنرمند شهر تاریخی مود در شهرستان سربیشه دوباره احیا شد و امروز علاوه بر پاسداشت میراثفرهنگی، زمینهای برای اشتغال خانگی، کارآفرینی زنان و جذب گردشگر در منطقه فراهم کرده است.
شهر مود شهرستان سربیشه در ۳۵ کیلومتری بیرجند قرار دارد.
خبرگزاری ایرنا
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت