نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
و مگر میشود کسی طعم اربعین را چشیده باشد و این صحنه، او را به یاد آن سفرحسینی نیاندازد
ناگهان دلم لرزید… اشک، بیاختیار بر گونههایم جاری شد… آقاجان! این مردم، چقدر شبیه شمایند!
همان اخلاص… همان بیاعتنایی به خویش… همان دلسپردگی به مردم… همان عشق بیادعا به ایران و اسلام…
گویی هر کدام، آینهای شدهاند که پرتویی از روح شما را بازمیتاباند
آقاجان… با دلهای این مردم چه کردهاید؟
چه رازی در نگاه و کلامتان بود که هنوز باور نمیکنند یتیم شدهاند؟
هنوز هر جا نامتان برده میشود، بیاختیار به میدان میآیند؛ انگار قرار است شما از راه برسید و دوباره پرچم را بر دوش بگیرید
اینها را که میبینم، دیگر فقدان را فقط در اشک معنا نمیکنم در همین قدمهای خسته، در همین دستهای خدمتگزار، در همین لبخندهای بیادعا فراقت را میبینم.
چه کردهاید با مردمی که زیر آفتاب سوزان تابستان، در گرمای سیدرجه، خود را فراموش میکنند تا رهگذری تشنه نماند؟ با خانواده آمدهاند؛ کودکانشان کنارشان ایستادهاند و خدمت و جانفدایی را نه از کتاب، که از رفتار پدر و مادر میآموزند.
و با خود میاندیشم… چگونه در این سالها چنین نسلی پرورش یافت؟ چه بذری در این خاک کاشتید که امروز دختران و پسران دهه هشتادی و نودی، بیش از آنکه شیفته آسایش باشند، سودای خدمت در سر دارند؛ بیش از آنکه در جستوجوی نام باشند، آرزوی گمنامی در راه حق را میپرورانند؛ بیش از آنکه قلههای دنیا را بخواهند، دل در گرو قلهای دارند که شما نشانیاش را دادید.
شاید راز ماندگاری مردان خدا همین باشد…
آنان پس از رفتن نیز فرماندهی میکنند؛ نه با صدا، که با سیرهشان؛ نه با حضور جسم، که با حضوری عمیقتر در جان انسانها… و این، بزرگترین فتح یک فرمانده است
آنکه پس از شهادتش، هنوز دلها را به حرکت درمیآورد، نسلها را تربیت میکند و از میان اشکها، سرباز میسازد.
معصومه سعادتمند
گفتگوی جهانبانو با بانوان حاضر در مسیر مشایه
آشنایی با اولین موکب بین المللی زنانه
جملات کوتاه برای تشکر از بانوان خادم عراقی
چند توصیه برای مادران جهت در پیادهروی اربعین
به پاس ۱۰۰۰ روز خدمت
جریان مقاومت، جریانی است که باید همچنان خون تازه در آن دمیده شود
سختترین و سوزناکترین درد بشر، درد فراق است
مردم خوب میدانند چه کسی خدمتگزارشان است
یادبود بانوان آمل برای شهید رئیسی و شهدای خدمت